حزب کمونیست ایران

چهل ملیون نفر فقیر در ایران به روایت کارگزاران رژیم

حمیدحسینی، عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی در مورد هرم جمعیتی و توزیع ثروت در ایران گفت: ۴/۳درصدجمعیت ایران یعنی حدود ۴میلیون نفر زندگی فوق‌العاده خوبی دارند. ۱۹درصدآن‌ها در طبقه متوسط رو به بالا و ۱۵درصدشان در طبقه متوسط رو به پایین قرار دارند . وی افزود: نزدیک به ۴۰میلیون نفر از مردم به کمک‌های معیشتی و یارانه‌ای برای ادامه زندگی نیازمند هستند.

آمار بالا نشان می‌دهد که از هر دونفرجمعیت ایران بیش از یک نفر و یا۶۰درصدجمعیت ایران برای گذران زندگی خود به یارانه ها و کمکهای حکومتی وابسته هستند. بیکاری، گرانی، فقدان حمایتهای دولتی، هزینه سنگین  دارو و بیماری کرونا زندگی را برای بیش از نصف جمعیت ایران به فشاری سنگین و یک رنج روانی روزمره تبدیل کرده است .

گرچه آمارهای منتشره از سوی حکومت اسلامی و بسیاری از آمارهای دیگر از محافل نزدیک به حکومت هم در ایران قابل اتکا نیستند، با این حال میتوانند حداقل تصویر نسبتا روشنی از خط فقرا به ما نشان دهند. این آمارهای حکومتی نشان می دهند که چگونه فقط  حدود چهارملیون از جمعیت  ۸۴ملیونی ایران زندگی خوب و مرفهی دارند که  یقینا بخش عمده آنها از سران رژیم، فرماندهان نظامی و امنیتی، رانت خواران، اخوندها، آقا زادگان، و آن بخش از جمعیت است که صاحبان و کارفرمایان در کارهای تولیدی، تجارتی و بخش سرویس قرار دارند، یا ارثیه هنگفتی داشته اند .

این آمار  نشان می‌دهد که شکاف طبقاتی در ایران تا چه اندازه عمیق شده است. نشان می دهند تقریبا نیمی از اقشار متوسط  ۳۴ درصدی هر چه بیشتر به طبقات و اقشار پایین جامعه نزدیک شده اند. همین واقعیت به ما می گوید که این فلاکت اقتصادی شامل آنان نیز شده است  و هر روز قدرت خریدشان محدود تر می شود؛ می توانند در اتحاد با کارگران و زحمتکشان نیروی عظیم انسانی را علیه رژیم اسلامی وارد صحنه سیاسی کشور کنند .

طبق گزارش سایت شهرآرانیوز نزدیک به محافل حکومتی،  «خط فقر یک خانواده چهارنفره به ١٠میلیون تومان رسیده است و بیش از نیمی از مردم ایران در فقر مطلق به سر می‌برند. کارگران برای ادامه تحصیل فرزندانشان حتی توان خرید قسطی گوشی موبایل را هم ندارند».

اکنون، اما نگرانی‌ها درباره این است که نیمی از جامعه ایران حداقل  مواد غذایی و پروتئینی را دریافت نمی‌کنند و به زودی امکان ادامه تحصیل فرزندانشان را هم نخواهند داشت. پیش از این مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در تابستان ۱۳۹۷ مرز فقر را نزدیک به ۲میلیون و ۷۳۰ هزار تومان برای خانوار۴ نفره برآورد کرده بود. این آمار‌ها نشان می‌دهد که حتی به روایت محافل حکومتی هم در ۲ سال اخیر خط فقر ۷میلیون و ۳۰۰ هزار تومان افزایش یافته است.

همین سایت می افزاید: « درصورت پیدا نشدن هیچ راهکار عملی برای حل چالش فوق، یقینا کارگران به دلیل نبود درآمدکافی از ادامه تحصیل فرزندان خود جلوگیری خواهندکرد، زیرا در سایه تبعیض و نبود هیچ گونه حمایتی از قشر کارگر و آسیب پذیر جامعه، زنده ماندن، اولین اولویت آنان خواهد بود و تحصیل فرزندان آنان در اولویت بسیار پایین تری قرار خواهدگرفت.»

بر اساس گزارش مرکز آمار، نرخ تورم نقطه‌ای شهریور ١٣٩٩ در مقایسه با ماه قبل، ۴/۰ واحد درصد افزایش یافته است. نرخ تورم نقطه‌ای گروه عمده «خوراکی ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» باافزایش۵/۵ واحد درصدی به ۵/۳۱درصد و گروه «کالا‌های غیرخوراکی و خدمات» باافزایش۳/۳ واحد درصدی به ۹/۳۵درصدرسیده است.
این گزارش نشان می‌دهد که در مقایسه قیمت کالا‌ها و خدمات مصرفی شهریور ۹۹با شهریور ۹۸، قیمت حمل ونقل، رشدی۸/۸۰درصدی، قیمت میوه و خشکبار رشدی۵/۴۷ درصدی و قیمت نان و غلات رشدی ۲/۴۵درصدی داشته است .

حکومتی که قرار بود  فساد و نابرابری در دوران سلطنت پهلوی ها را ریشه کن کند و بقول خودشان مستضعین را حمایت کنند، اینک ایران را به جهنمی برای اکثریت مردم آن تبدیل کرده و فقر، نابرابری، عدم امکانات لازم برای یک زندگی انسانی را عمومی و همه گیرکرده است. میزان این فقر در مناطق حاشیه ای چون کردستان ، بلوچستان، خوزستان، ایلام و غیره بمراتب از نقاط دیگربیشترمیباشد .

در کشوری که امکانات و ثروت عظیمی دارد، درآمدکشور صرف سرکوب در داخل و تروریسم در خارج، صرف فربه کردن نهادهای مذهبی و اخوندها، صرف دزدی‌های نجومی فرماندهان نظامی و امنیتی و رانت خواران می شود، عجیب نخواهد بود اکثریت مردم در فقر و بامشکلات متعدد روانی و انواع معضلات اجتماعی چون اعتیاد، خشونت، بیماری، عصبیت روبرو باشند.

حکومت اسلامی ایران که منشا و سرچشمه استبداد، استثمار، سرکوب، نقض حقوق بشر، تبعیض ملی، تبعیض سیستماتیک علیه زنان، سرکوب کننده هنر و فرهنگ مترقی و اشاعه دهنده خرافه و جهل است و فقر و محرومیت را عمومی کرده است؛  شایسته مردم ایران نیست و پاک شدنش از صحنه زندگی اجتماعی ایران به یک ضرورت عاجل تبدیل شده است.