بامداد شنبه ۳ ژانویه ۲۰۲۶، فصل تازهای در تاریخ مداخلات آمریکا در آمریکای لاتین رقم خورد. گزارشها از بمباران گسترده اهدافی در کاراکاس و چند شهر دیگر ونزوئلا خبر دادند. دونالد ترامپ اعلام کرد که نیکولاس مادورو و همسرش سیلیا فلورس در چارچوب عملیات نظامی بازداشت و از کشور خارج شدهاند.
دولت ونزوئلا در بیانیهای «تهاجم نظامی بسیار شدید» دولت آمریکا علیه خاک و مردم ونزوئلا را محکوم کرد و اعلام داشت که این حمله هم مراکز غیرنظامی و هم نظامی را در کاراکاس و نیز در ایالتهای میراندا، آراگوآ و لا گوایرا هدف گرفته است.
ونزوئلا با جمعیتی حدود ۳۰ میلیون نفر در شمال آمریکای جنوبی قرار دارد. این کشور که دارای بزرگترین ذخایر نفتی جهان است، در دهههای اخیر صحنه تحولات سیاسی پرفرازونشیبی بوده است. موقعیتی ژئوپلیتیک ونزوئلا آن را در کانون رقابتهای منطقهای و جهانی قرار داده است. پس از هوگو چاوز، نیکولاس مادورو از سال ۲۰۱۳ بر این کشور حکومت میکرد. ونزوئلا در سالهای اخیر با بحران اقتصادی عمیق، تورم افسارگسیخته و مهاجرت گسترده شهروندانش روبرو بوده است. شکاف طبقاتی، کاهش خدمات عمومی، مهاجرت گسترده، و کاهش قدرت خرید، تصویری عمومی از وضعیت جامعهای است که زیر فشارِ همزمانِ بحران داخلی و فشار خارجی قرار دارد.
این رویداد مستقیم ترین اقدام نظامی آمریکا در آمریکای لاتین از زمان حمله ۱۹۸۹ به پاناما است، جایی که رئیسجمهور پاناما دستگیر و به آمریکا منتقل شد. آنچه امروز در ونزوئلا رخ داده، نشاندهنده بازگشت آشکار به سیاستهای تهاجمی دوران جنگ سرد است.
برای درک عمیقتر این رویداد باید به سند استراتژیک اخیر دولت آمریکا مراجعه کرد. در این سند تاکید شده است که دولت آمریکا منافع خود در قاره آمریکا و بهویژه در آمریکای لاتین را اولویت خود میداند و اجازه دستاندازی رقبای جهانی را در این قاره نخواهد داد. این سیاست وقتی از زبان قدرتی بیان میشود که، نفوذ مالی و برتری نظامی مطلقی در قاره آمریکا دارد، معنایی آن این است که نظم مطلوبش را،در صورت لزوم با زور، هم که شده تثبیت می کند. در واقع ونزوئلا، آزمایشگاه عملی این استراتژی شده است.
چین به عنوان کشوری که پروژههای گستردهای در آمریکای لاتین دارد، اساساً منافع خود را از طریق نفوذ اقتصادی و پروژههای اقتصادی تعقیب میکند و از رویارویی حاد سیاسی با آمریکا اجتناب میکند. به همین دلیل، آمریکا نگران پشتیبانی جدی چین از متحدش در ونزوئلا نیست.
در مورد روسیه نیز به نظر میرسد که بده و بستانی رسمی یا غیررسمی و تلویحی بین ایالات متحده و روسیه بر سر اوکراین و ونزوئلا صورت گرفته باشد. در نتیجه روسیه نیز در قبال این تجاوز اقدامی جدی جز موضعگیری دیپلماتیک فرمال انجام نمیدهد.
دولتهای اروپایی در برابر سیاستهای دولت ترامپ غالباً در موضعی انفعالی قرار دارند و از آنها انتظار واکنش جدی در قبال چنین رخدادی نمیرود. اروپا نه اراده واحد دارد و نه ابزار مستقل و در پروندههایی که آمریکا آن را «امنیت منطقهای» مینامد، معمولاً به بیانیههای کلی بسنده میکند.
همه شواهد حاکی از آن است که دولت ترامپ با این اقدام پیامی روشن به همه کشورهای آمریکای لاتین میفرستد: آمریکای لاتین را حیاط خلوت ایالات متحده میداند و به هر طریق ممکن هژمونی خود را در این منطقه تحمیل خواهد کرد. این پیام برای هر دولتی که جرأت استقلال سیاسی از واشنگتن را داشته باشد، هشداری جدی است.
ونزوئلا دارای منابع بسیار غنی نفت و دیگر مواد زیرزمینی کمیاب و نایاب است. دولت آمریکا چشم طمع بر این منابع، بهویژه کنترل بهای نفت در بازارهای جهانی دارد. اگر موفق شود حاکمیتی سرسپرده در این کشور بر سرکار آورد، دستاورد اقتصادی و سیاسی قابل توجهی کسب خواهد کرد. اقتصاد سیاسی این تجاوز به همان اندازه روشن است که ابعاد نظامی آن.
دولت ونزوئلا از جمله متحدین جمهوری اسلامی ایران بود. این ضربه، در عین حال ضربهای به جمهوری اسلامی ایران نیز هست. جمهوری اسلامی دارای سرمایهگذاری کلان در این کشور است. در صورت تکمیل پروژه آمریکا در ونزوئلا، همه این سرمایهگذاریها در خطر جدی قرار خواهند گرفت.
واقعیت این است که دولت مادورو نه چپ بوده است و نه دموکراتیک ، اما صرفنظر از ارزیابی ما درباره حکومت ونزوئلا، آنچه رویداده است آشکارا یک تجاوز امپریالیستی است. تجاوزی که تمام قوانین بینالمللی را نقض میکند و صرفا به جهت هژمونی نظامی و اقتصادی خود، در امورات کشورهای دیگر با جنگ، لشکرکشی، بمباران و محاصره دخالت میکند. ما بر این باوریم که آمریکا نه برای تغییر شرایط به نفع مردم ونزوئلا، بلکه در جهت غارت منابع نفتی و طبیعی این کشور این حمله را انجام داده است. همانگونه که جنگهای عراق، لیبی، افغانستان و … در جهت منافع مردم این کشورها نبوده است. تغییر حکومت ونزوئلا کار مردم این کشور است، نه نیروهای نظامی خارجی. ارزیابی انتقادی ما درباره دولت این کشور، هیچ حقانیتی به دخالت تجاوزکارانه آمریکا نمیدهد.
امپریالیسم آمریکا نه صلاحیت دارد و نه چنین حقی که با بمب و گلوله درباره سرنوشت مردم ونزوئلا تصمیم بگیرد. تاریخ آمریکای لاتین مملو از زخمهای کودتاهای آمریکایی است، کودتاهای که حکومتهای دمکراتیک و مردمی مانند آلنده را سرنگون و به جای آن دیکتاتوری جنایتکاری مانند پینوشه را به قدرت رساند: از شیلی تا گواتمالا، از برزیل تا نیکاراگوئه. ونزوئلا تنها نمونه جدیدی در این تاریخ خونین است.

