اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن
۸ مارس، روز جهانی زن را به همه زنان و مردان آزادیخواه و برابریطلب، به کارگران و زحمتکشان، به دختران جسور و مادران استوار، به فعالین جنبشهای اجتماعی و به همه انسانهایی که برای جهانی عاری از تبعیض، استثمار و ستم میکوشند، صمیمانه تبریک میگوییم.
در این روز، پیش از هر چیز یاد و خاطره جانبازیهای زنانی را گرامی میداریم که در طول سالهای حاکمیت جمهوری اسلامی برای کسب حقوق انسانی پایمالشده خود جنگیدند و جان باختند؛ زنانی که در خیابانها، دانشگاهها، کارخانهها، محلات، زندانها و تبعیدگاهها، در برابر تحقیر و خشونت ایستادند و با پایداری خود، چراغ راه نسلهای بعد شدند. به همه دختران و زنانی که در موجهای سرکوب، در اعتراضات و خیزشها و در مقاومتهای روزمره، از شکنجه و گلوله و زندان نهراسیدند، درود می فرستیم. ۸ مارس برای ما روز پیمان دوباره با آنان است. با آنان که ایستادند تا زن انسان باشد، آزاد باشد، برابر باشد.
اگر هشتم مارس از همان آغاز مهر شورش زنان کارگر را بر پیشانی داشت، این به خاطر آن است که ستم بر زنان با ستم طبقاتی درهم تنیده است. زنان کارگری که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در کارخانههای نساجی نیویورک و شیکاگو برخاستند، نه تنها برای حقوق زنان، بلکه برای کرامت انسانی همه ستمدیدگان به میدان آمدند. پیشروی جنبش رهایی زنان جز با به میدان آمدن توده میلیونی زنان کارگر و زحمتکش تضمین نخواهد شد. منافع زنان و مردان کارگر در این است که در تشکلهای تودهای و طبقاتی و در حزب سیاسی خود متشکل شوند و بازو در بازوی هم برای پایان دادن به اشکال مختلف ستمگری نظام سرمایهداری مبارزه کنند. هیچ جنبشی که این پیوند را نادیده بگیرد، به رهایی واقعی زنان دست نخواهد یافت.. مبارزه برای برابری زن و مرد، از مبارزه علیه فقر، بیکاری، ناامنی شغلی، سرکوب تشکلیابی، و علیه کالاییسازی انسان جداییناپذیر است. برابری واقعی، تنها با تغییر مناسباتی ممکن میشود که تبعیض را بازتولید میکند و بدن و زندگی زن را میدان اعمال قدرت میسازد.
۸ مارس امسال در شرایطی فرا میرسد که جامعه ایران زیر فشار همزمانِ بحران سیاسی، بحران اقتصادی، تشدید سرکوب و جنگ ویرانگر و ناامنی نفس میکشد. تداوم وضعیت بحرانی، زندگی میلیونها انسان را به مرز فروپاشی رسانده است؛ و پاسخ حاکمیت، نه بهبود معیشت، نه تأمین آزادیهای سیاسی، و نه تضمین امنیت انسانی، بلکه امنیتیکردن جامعه و تشدید خشونت دولتی بوده است. کشتار و سرکوب اعتراضات، از جمله جنایتهایی که در دیماه گذشته رقم خورد، نشان داد که جمهوری اسلامی بر دریائی از نفرت مردم به جان آمده حکومت می کند. در چنین وضعیتی، زنان بار دیگر در خط مقدمِ هم رنج و هم مقاومت قرار گرفتهاند، هم قربانیان نخست تبعیض و خشونت اند و هم پیشتازان تغییر هستند.
ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، بهعنوان نمود بارز یک حکومت دینیِ مدافع نظام طبقاتی سرمایهداری، از همان ابتدا یکی از پایههای اقتدار خود را بر سلب حقوق انسانی زنان قرار داد. نخستین ابراز وجود سیاسی خمینی در سال ۱۳۴۲، تعرض به زنان و حقوق ابتداییای بود که در آن دوره کسب کرده بودند؛ موضعی که در نخستین روزهای پس از به قدرت رسیدن، در اسفند ۱۳۵۷ بر آن تأکید کرد و آن را عملی نمود. از همان زمان، رژیم اسلامی دو بازوی مذهب و مردسالاری را با تمام قوا علیه زنان به کار گرفت و بیرحمانهترین اشکال خشونت و تحقیر علیه زنان را «قانونی» کرد.
تحمیل حجاب اجباری به عنوان نماد اسارت زن، کودکهمسری، ترویج تنفروشی تحت عنوان صیغه، گذشت قانونی نسبت به قتل زنان به بهانههای ناموسی، محروم کردن زنان از حق سرپرستی فرزندان، سلب حق قضاوت از زنان، سلب حق مسافرت بدون اجازه مردان، و قانونیکردن نابرابریهای فاحش در شهادت و دیه و ارث، که در آن حقوق دو زن برابر یک مرد تعریف میشود، تنها بخشی از مجموعه قوانین ضدزن جمهوری اسلامی است. اینها ستونهای یک نظاماند؛ نظامی که برای کنترل جامعه، بدن زن را به میدان فرمانروایی خود تبدیل کرده است.
اما به وسعت ابعاد توحش و سرکوبگری جمهوری اسلامی علیه زنان، مقاومت و نبرد زنان طی ۴۷ سال گذشته در جامعه و محیط کار، بدون وقفه در جریان بوده است؛ مقاومتی که جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» نقطه اوج آن بود. این جنبش نشان داد که زن نه تنها «ضعیفه و جنس دوم» نیست، بلکه توانا، آگاه، جسور و فداکار است و بیشترین شایستگی را برای ساختن جهانی عاری از جنگ و کشتار، و آکنده از صلح، انساندوستی و محبت دارد.
تصادفی نبود که روسریها سوزانده میشد، زنان در صفوف اول تظاهرات بودند، به جای خطابه آخوندهای مذهبی، سرودها و اشعار انقلابی بر سر مزارها خوانده میشد، و بیانیههای نویدبخش علیه عوامل تبعیض و استثمار زنان، یعنی مذهب، مردسالاری و سرمایهداری،نوشته و پخش میگردید. «زن، زندگی، آزادی» فقط اعتراض به حجاب اجباری نبود؛ طغیان علیه یک نظم کامل بود: نظم تحقیر، نظم فقر، نظم فرمانبرداری اجباری.
کم نیستند زنان تسلیمناپذیری که در سیاهچالهای اسلامی رزمیدند، تسلیم نشدند و جان عزیزشان را در راه آرمانهای والایشان فدا کردند. کم نیستند زنان رزمندهای که تمام تابوهای آن دوره را شکستند و در مقاومت و نبرد مسلحانه و سربلند کردستان در برابر هجوم لشکریان حکومت اسلامی، قهرمانانه جنگیدند، جانباختند و به اسطوره هزاران زن و دختر انقلابی تبدیل شدند؛ نامهایی که در حافظه جمعی مردم باقی خواهند ماند. کم نیستند زنان و دختران یاغی از ستم و استبداد که چادر و حجاب اجباری اسلامی،این سمبل توحش و بربریت مردسالاری دینی،را در میدانها و چهارراهها به آتش کشیدند و ندای برابری و انسانیت سر دادند. کم نیستند زنانی که در اعتراضات و مبارزات حقطلبانه روزمره کارگران، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان، در خیزشهای ۴۷ سال گذشته به خیابان آمدند، آزادی و برابری را فریاد زدند، سینه خود را در برابر سرکوبگران بیرحم سپر کردند و لرزه بر تن فرسوده حکومت اسلامی انداختند.
ما تاکید می کنیم که مبارزه زنان برای آزادی و برابری، تنها با اتکاء به قدرت سازمانیافته تودهای، با گسترش تشکلهای مستقل و با پیوند عمیق با جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی کلیه ستمدیدگان میتواند به پیروزی برسد. ما بر ضرورت تقویت و گسترش تشکلهای تودهای زنان، تشکلهای کارگری، انجمنهای صنفی معلمان و پرستاران، شوراهای محل کار و محلات، و اتحاد همه نیروهای آزادیخواه و برابریطلب علیه جمهوری اسلامی تأکید میکنیم.
این رژیم، با همه ابزارهای سرکوب و فریب، میکوشد زنان را یا به سکوت وادار کند یا مبارزه آنان را به مسیرهای بیخطر و بیاثر منحرف سازد. آزادی و برابری نه هدیه قدرت، بلکه محصول مبارزه آگاهانه و متشکل است. آینده با برچیدن کلیت این نظم، با پایان دادن به هر شکل تبعیض جنسیتی، ملی، مذهبی و طبقاتی، و با ساختن جامعهای آزاد، برابر و مرفه تحقق مییابد. زن در ایران نه موضوع ترحم، بلکه نیروی تغییر است؛ و این نیروی تغییر، وقتی با قدرت طبقه کارگر و همه ستمدیدگان متحد شود، میتواند بساط جمهوری اسلامی و قوانین ضدزن و ضدانسان آن را برچیند.
زنده باد آزادی و برابری
پیش به سوی سوسیالیسم
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
اسفند ۱۴۰۴ – مارس ۲۰۲۶

