ایوب دباغیان
اعتراضات بازنشستگان در سالهای اخیر به یکی از پایدارترین و تأثیرگذارترین اشکال مبارزهی اجتماعی در ایران تبدیل شده است. اگرچه این اعتراضات در ابتدا بر محور مطالبات معیشتی و حقوقی مانند افزایش مستمریها، اجرای همسانسازی و تأمین خدمات درمانی شکل گرفت، اما بهمرور ماهیت طبقاتی و سیاسی آن آشکارتر شد. سرکوبهای گسترده، فساد در صندوقهای بازنشستگی، و بحران عمیق اقتصادی ناشی از سیاستهای نئولیبرالی، بازنشستگان را به این آگاهی رساند که مشکلات آنان نه ناشی از ناکارآمدی مقطعی، بلکه نتیجهی ساختار سرمایهداری مذهبی حاکم است.
این اعتراضات، بهویژه پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی»، وارد مرحلهی جدیدی شده است. اکنون دیگر بازنشستگان تنها خواستار دریافت حقوق معوقهی خود نیستند، بلکه شعارهای آنان مستقیماً حاکمیت را نشانه گرفته و به مبارزات گستردهتر کارگران، معلمان، زنان و دانشجویان گره خورده است.
♦️ از مطالبات صنفی تا آگاهی طبقاتی
در مراحل اولیه، اعتراضات بازنشستگان صرفاً جنبهی صنفی داشت. خواستههای آنان اجرای قوانین موجود و اصلاحاتی جزئی بود. اما با سرکوب شدید این تجمعات، نادیدهگرفتن خواستههای آنان توسط نهادهای حکومتی و غارت سیستماتیک منابع مالی بازنشستگان، این جنبش به آگاهی طبقاتی رسید. بازنشستگان دریافتند که مشکل نه در اجرای نادرست قوانین، بلکه در ماهیت طبقاتی نظام است که تنها در خدمت اقلیتی وابسته به حاکمیت عمل میکند.
شعارهای بازنشستگان تغییر یافت. از «حقوق ما را پرداخت کنید» به «مرگ بر این دولت مردمفریب» و «فریاد، فریاد، از این همه بیداد». این تغییر، نشاندهندهی عبور از مرحلهی صنفی و ورود به سطحی از مبارزهی آگاهانه علیه کلیت نظام سرمایهداری مذهبی و استبدادی حاکم است.
♦️ پیوند با طبقهی کارگر و جنبش «زن، زندگی، آزادی»
یک ویژگی برجستهی اعتراضات بازنشستگان، حضور گستردهی زنان در صف مقدم این مبارزات است. زنان بازنشسته، که خود در جوانی با شرایط کاری سخت و نابرابریهای جنسیتی و طبقاتی مواجه بودهاند، اکنون با مستمریهای ناچیز و زندگی در فقر مضاعف، به نیرویی قدرتمند در این جنبش تبدیل شدهاند. این تجربهی مشترک، اعتراضات بازنشستگان را بهطور طبیعی به جنبش «زن، زندگی، آزادی» پیوند میدهد.
علاوه بر آن، بازنشستگان همان کارگران، معلمان و پرستارانی هستند که سالها نیروی کار جامعه را تأمین کردهاند. مبارزهی آنان از مبارزهی فعالان کارگری و دیگر اقشار معترض جدا نیست. اگر کارگران شاغل امروز از اعتراضات بازنشستگان حمایت نکنند، فردا خود در همان موقعیت خواهند بود. بنابراین، این پیوند طبقاتی میان بازنشستگان و کارگران میتواند به نیرویی واقعی برای تغییرات انقلابی تبدیل شود.
♦️ تجمع بازنشستگان در رشت (۱۰ فروردین ۱۴۰۴)
یکشنبە دهم فروردین ۱۴۰۴، بازنشستگان در رشت اولین تجمع اعتراضی خود را برای سال جدید با شعار «کارگر، معلم اتحاد اتحاد» برگزار کردند. این تجمع نه تنها بیانگر ادامهی مبارزات صنفی آنان است، بلکه نشاندهندهی عزم راسخ و پایداری آنان در مقابله با سیاستهای نئولیبرالی حاکم نیز میباشد. شعارهای آنان، همانطور که در گذشته شاهد بودهایم، به مطالبهگری صرف محدود نشده و از آن به عنوان بستری برای اعتراض به کلیت حاکمیت تبدیل شده است. این حرکت اعتراضی در رشت بهعنوان نقطهی عطفی در ادامهی مبارزات بازنشستگان در سال جدید، نمادی از اتحاد و همبستگی طبقاتی این قشر با دیگر جنبشهای اجتماعی است.
♦️ گامهای عملی و پیشنهادی برای همبستگی و اقدام انقلابی
برای اینکه اعتراضات بازنشستگان بتوانند از سطح صنفی به مبارزهای سراسری و طبقاتی ارتقا یابند، پیشنهاد میشود که اقدامات زیر مورد توجه قرار گیرد:
الف) تشکیل تشکلهای مستقل: کمیتههای مستقل بازنشستگان، کارگران و معلمان باید بدون وابستگی به دولت شکل گیرند. این تشکلها نباید صرفاً به مطالبات صنفی محدود بمانند، بلکه باید هدف خود را سازماندهی اعتصابات سراسری و ایجاد جبههای متحد علیه حاکمیت قرار دهند.
ب) حمایت عملی از اعتصابات کارگری: بازنشستگان و کارگران باید اعتصابات و اعتراضات یکدیگر را تقویت کنند. یک کارگر، در صورت سرکوب اعتصابش، در آینده به یک بازنشستهی فقیر و بیحقوق تبدیل خواهد شد. بنابراین، همبستگی این دو گروه، قدرت سرکوب را کاهش میدهد و نظام را فلج میکند.
ج) ارتباط نزدیکتر با جنبش «زن، زندگی، آزادی»: زنان بازنشسته میتوانند با مشارکت فعال در اعتراضات خیابانی، حمایت از زنان زندانی و پیوند دادن مبارزات خود با مطالبات زنان جوانتر، جنبش «زن، زندگی، آزادی» را تقویت کرده و درعینحال جنبش بازنشستگان را از یک مطالبهی صنفی به یک خیزش انقلابی ارتقا دهند.
د) پیوستن به اعتراضات معلمان و پرستاران: معلمان و پرستاران، که بسیاری از آنان امروز در صف اعتراضاتاند، در آینده به بازنشستگان معترض تبدیل خواهند شد. حمایت متقابل این گروهها از یکدیگر، راه را برای اعتصابات و اعتراضات فراگیر باز میکند.
♦️ از همبستگی طبقاتی تا خیزش انقلابی
تجربهی تاریخی نشان داده است که وقتی اعتراضات صنفی به مرحلهی آگاهی طبقاتی میرسند و با دیگر جنبشهای اجتماعی پیوند میخورند، توانایی سرنگونی نظامهای استبدادی و سرمایهداری را دارند. اگر اعتراضات بازنشستگان به حرکتی سازمانیافته، سراسری و ریشهای تبدیل شود، میتواند نقشی کلیدی در خیزش انقلابی آینده ایفا کند.
♦️ چگونه این جنبش را به نیرویی انقلابی تبدیل کنیم؟
ــ سازماندهی پایدار: اعتصابات و اعتراضات باید از مقطعی بودن خارج شده و به سازماندهی منسجم و پایدار برسند.
ــ ایجاد جبههی واحد: پیوند بازنشستگان با کارگران، معلمان، پرستاران، دانشجویان و زنان مبارز باید به یک ائتلاف طبقاتی گسترده تبدیل شود.
ــ گسترش دامنهی اعتراضات و ارتقای سازمانیافتگی: اعتصابات سراسری در مراکز مهم اقتصادی، ایجاد شوراهای مستقل و اقدامات هماهنگ برای فلج کردن نظام، گامهایی ضروری در مسیر انقلاب هستند.
پایان سخن
اعتراضات بازنشستگان دیگر تنها یک مطالبهی صنفی نیست، بلکه بخشی از یک بحران عمیق طبقاتی است که کل جامعه را در بر گرفته است. در شرایطی که حکومت ایران با ترکیبی از استبداد و سیاستهای نئولیبرالی، فشار بر طبقهی کارگر، زنان و بازنشستگان را افزایش داده است، تنها راه نجات، ایجاد یک جبههی متحد از تمامی اقشار فرودست برای پیشبرد یک انقلاب اجتماعی است.
بازنشستگان، کارگران، معلمان، زنان و جوانان، در کنار هم، میتوانند تبدیل بە نیرویی شوند که نظام را از ریشه برکند. آنچه امروز در خیابانها فریاد زده میشود، فقط یک اعتراض نیست؛ بلکه نوید یک تغییر بنیادین است.
١٢ فروردین ۱۴۰۴