برندگان و بازندگان جنگ چهل روزه
سخنی در باره آتش بس دو هفته ای
در چهلمین روز جنگ ویرانگر آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، سرانجام دو طرف با یک آتشبس دو هفتهای موافقت کردند. بر اساس گزارشها، این توقف موقت پس از تهدیدهای کمسابقه دونالد ترامپ به گسترش حملات و هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی ایران، و در پی میانجیگری پاکستان و پذیرش بازگشایی موقت تنگه هرمز از سوی ایران شکل گرفته است. اما در ورای این رفتوآمدهای دیپلماتیک و نظامی، یک حقیقت تلخ همچنان پابرجاست. در این جنگ، دولتها هر کدام چیزی برای عرضه به افکار عمومی خود دارند، اما مردم ایران بازنده اصلیاند.
آمریکا میتواند از این آتشبس بهعنوان نشانهای از قدرتنمایی خود یاد کند. آمریکا میتواند بگوید با تهدید، فشار و نمایش اراده نظامی، جمهوری اسلامی ایران را وادار کرده است که درباره تنگه هرمز عقبنشینی کند و به مذاکرات تازه تن دهد. اسرائیل نیز میتواند ادعا کند که بار دیگر توانسته است یکی از دشمنان اصلی منطقهای خود را زیر ضرب ببرد و منطق نظامیگری را بهعنوان ابزار حل مناقشه تثبیت کند. جمهوری اسلامی هم در سوی دیگر، این توقف را بهعنوان سند «بقا» و «ایستادگی» تبلیغ خواهد کرد؛ اینکه زیر فشار آمریکا و اسرائیل فرو نریخت و توانست طرف مقابل را به پذیرش موجودیت سیاسی خود وادار کند.
اما اگر هر سه طرف چیزی برای نمایش دارند، مردم ایران چه دارند؟ دستاورد آنان از چهل روز جنگ چیست؟ آیا امنیت بیشتری یافتهاند؟ آیا آزادی بیشتری به دست آوردهاند؟ آیا آینده روشنتری پیش رویشان قرار گرفته است؟ پاسخ روشن است: نه. آنچه برای مردم ایران باقی مانده، ویرانی، فقر، اضطراب و جانهای بسیاری است که از دست رفته است.
دولتها می توانند از پیروزی خود با واژه های پر زرق و برق سخن بگویند، اما آنچه نصیب مردم میشود، مرگ، فقر و فرسوده شدن زندگی روزمره است. در این جنگ نیز چنین شد. تهدید آمریکا به حمله به پلها، نیروگاهها و زیرساختهای غیرنظامی، فقط یک تهدید نظامی نبود؛ این تهدید آشکار علیه زندگی روزمره میلیونها انسان بود. حتی اگر این حملات فعلاً متوقف شده باشد، نفسِ طرح چنین هدفهایی نشان داد که در منطق قدرتهای جنگطلب، مردم عادی چیزی جز ابزار فشار نیستند.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز نمیتواند خود را از مسئولیت این فاجعه کنار بکشد. حکومتی که سالها ایران را در مسیر بحران دائمی، ماجراجویی منطقهای، انزوای بینالمللی و امنیتیسازی جامعه رانده است، نمیتواند امروز خود را فقط قربانی تجاوز خارجی معرفی کند. همانطور که موشک و بمب آمریکا و اسرائیل برای مردم ایران آزادی نمیآورد، بقای جمهوری اسلامی نیز برای آنان آزادی، رفاه و امنیت نمیسازد. مردم ایران میان دو نیروی ویرانگر گرفتار شدهاند. از یک سو ماشین جنگی آمریکا و اسرائیل، و از سوی دیگر حکومتی که بقای خود را بر منافع جامعه مقدم میداند.
آتشبس، اگرچه فعلاً از شدت فوری فاجعه میکاهد، اما پایان رنج مردم نیست. برای مردم ایران، جنگ واقعی از فردای آتشبس در شکل دیگری ادامه پیدا میکند. در گرانی بیشتر، در ، در بیکاری، در فشار بر خدمات عمومی، در کمبود منابع، و در زیرساختی که در جنگ آسیب دیده، با شعار ترمیم نمیشود. اقتصاد فرسودهای که زیر تحریم، فساد و ناکارامدی نفس میکشد، با آتشبس جان نمیگیرد. خانوادهای که پیش از جنگ هم زیر بار تورم خم شده بود، پس از جنگ فقیرتر و آسیبپذیرتر خواهد شد.
در این میان، نباید از یک خطر مهم دیگر غافل شد. آنهم استفاده داخلی جمهوری اسلامی از شرایط جنگی برای تشدید سرکوب است. تجربه نشان داده است که حکومتهای استبدادی از بحران خارجی بهعنوان فرصتی برای بستن فضای سیاسی، خاموش کردن اعتراضها و امنیتیتر کردن جامعه استفاده میکنند. بنابراین حتی اگر بمباران متوقف شود، این احتمال کاملاً جدی است که فشار بر جامعه مدنی، فعالان سیاسی، رسانهها و شهروندان معترض افزایش یابد. به بیان دیگر، مردم ایران ممکن است همزمان هم هزینه جنگ و هم هزینه محدودیتهای بیشتر در داخل را بپردازند.
این جنگ فقط به زیان مردم ایران نبوده است. منطقه نیز یک بار دیگر ثابت کرد که جنگ در خاورمیانه هیچگاه محدود و کنترلشده باقی نمیماند. تهدید بسته شدن تنگه هرمز، ناامنی در مسیرهای حیاتی انرژی، گسترش درگیری به کشورهای دیگر و فضای فراگیر بیثباتی، همه نشان میدهد که مردم منطقه نیز از این آتش چیزی جز اضطراب و خسارت نصیب نمیبرند.
برای ما و مردمی که خواهان قطع فوری و بدون قید و شرط جنگ بودند، نفس همین آتش بس موقت هم می تواند هم می تواند دست آوردی باشد. اما در شرایطی که بیاعتمادی عمیق باقی مانده، تهدیدها پایان نیافته و هیچ تضمین محکمی برای جلوگیری از دور تازهای از جنگ وجود ندارد. آنچه امروز ضروری است، دفاع از مردم در برابر هر دو منطق ویرانگر است، هم جنگافروزی آمریکا و اسرائیل، و هم استبداد و بحرانسازی جمهوری اسلامی.
واقعیت این است که هیچیک از طرفهای درگیر نماینده منافع مردم نیستند. آمریکا قدرت خود را میخواهد، اسرائیل توسعه طلبی خود را به نام امنیت با منطق نظامی تعریف میکند، و جمهوری اسلامی بقای خود را می خواهد. اما مردم ایران زندگی، نان، آزادی، امنیت و زندگی با سرفرازی و حرمت میخواهند . بدون شک این مردم مبارز که بارها با مبارزه خود این رژیم را تا آستانه سرنگونی برده اند، همه آنچیزی را که شایسته آن هستند، سرانجام به نیروی آگاهی، اتحاد و مبارزه خود به دست خواهند آورد.

