حزب کمونیست ایران

جهان تک بعدی: بیشترین فریب در بیشترین سطح

سه شنبه – ۲۱ خرداد – ۱۳۹۸ , 11 – 06 – 2019

جمشید عبدی

 

” هرآنچه مقدس است دنیوی می‌گردد و انسان‌ها در نهایت ناگزیر می‌شوند تا با شرایط واقعی زندگی و مناسبات خود با همنوعانشان، رو در رو شوند”
مارکس
شماتیسم واقعی حرکت سوژه ها در دنیای تکنولوژیک زده، کنترل پذیریِ سازو کارهای تفکر و عمل با یکسانی همگانی است. گویا هیچ محدودیتی موجود نیست و در گستری فضای بی مرز تکنولوژیک، هر حصاری را می توان در نوردید و به تمامی به کنش ها، واکنش سریع نشان داد. با این وجود رابطه ای مستقیم بین این بی مرزی با بی افقی نهفته در محتوای مستحیل شده اندیشه های اعتراضی در متن سوژه های درگیر با آن، ظهور کرده است که بندهای سنگین تری برای حرکت در هر تغییری بسته است. برخلاف گسترش حدودها، یکسانی مهارشده ای بر اندیشه و عمل افراد حکمفرماست. صورتهای متفاوتی از موضوعات که درونمایه و محتوایی یکسان شده دارند. فاصله ای بین کنش و تفکر باقی نمانده و سرعت بر ظرافت و دقت و تعقل پیشی گرفته است. منطق بازار در فضای تفکر نیز به بازتولید خود مشغول است. اینجا نیز اگرچه به ظاهر سانسور وجود ندارد اما، تمام تلاشی را که زمانی دستگاههای حذف به عهده گرفته بودند، اکنون میل به مورد قبول واقع شدن و به شکل خیلی ساده تر، قابل فروش بودن، محتوای اندیشه ها را تعیین می کند. همه چیز به کالا تبدیل می شود تا مورد عرضه و فروش واقع شود.

سازورکارهای اقتصاد، به تمامی بر تمهیدات و واقعیات تفکر نیز سایه انداخته است. جهانی شدن ارتباط هرچه بیشتر به یک جهانی شدن و تک بعدی سازی همه ساحت های زندگی سوژه تبدیل شده است. بازنمایی تفکرات افراد در عین ظاهر آزادنه خود، محتوایی تعیین شده پیدا کرده و توگویی میتوان با اعداد ثابت کردچه فکری در این فضا مشتری پیدا می کند. کدام اندیشه را می توان پیدا کرد که خود را باتمام هنجارهای پذیرفته شده هماهنگ نکرده باشد؟ و یا در صدد بازنگری در خود برنیامده باشد؟ اندیشه با منحل شدن در گفتمان های پذیرفته شده، چیزی جز تناقض تام با خود از منظر آزادیش را به دست نیاورده. گستره نفوذ ساخت و پردازش دغدغه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از سوی تمام دستگاههای میدیایی و همراه شدن وسیع افراد در ژورنالیستی دیدن جهان کنونی، در حالی که ادعای آزاد سازی تفکر را دارد، تنها به یک شکل مشروع و عامه پسند و یکسان، تقلیل یافته است. فضای تفکرات سیاسی گروهای اپوزیسیون به شکل غیرقابل تفکیکی به خصم خوددگردیسی پیدا کرده اند. منطقی پرداخته شده، که در آن دنباله روی رویدادهای تحمیل شده و نه آفرینش فرصتهای رهایی، به موضوع اصلی و ذات غایت شناسانه سمت و سوی تفکرات اعتراضی بدل گشته است. نوشته های سیاسی در فضای اعتراضی جامعه ما در حالتی نه تنها دفاعی، که منتظر قرار گرفته اند، تا حادثه ای روی دهد و ژورنالیست وار، صدای معترضین در محکومیت آن بلند شود. بیانیه های سیاسی که هیچ رنگی از شور و شوق انقلابی ندارد، مقالاتی که جز تفسیر وضع موجود، هیچ دریچه ای از آزادی را نمی توانند بگشایند. یکسانی در منفی ترین معنای کلمه، و سیر رویدادها مستقل از خواست تمام بازیگران سیاسی رخ می دهد. همه منتظر وضعتی قرار می گیرند که توسط مطبوعات سازمان یافته و قرار است تنها یک سیاهی لشکر در پس صحنه، جای مشت های انقلابی را بگیرند. ژورنالیسم سیاسی و دنباله روی رویدادها هراندازه نیز اعتراضی باشد، در نهایت تنها به بازتولید وضع موجود و در خدمت هماهنگی و یکرنگی بیشتر جز با کل و اپوزیسیون با پوزیسیون می باشد. در پارادایم تک ساحتی شدن سیاست، دیگر نه بحث بر سر طغیان و درهم کوبیدن که بر سر انعطاف پذیری و موکول به اصلاح حلرزونی و مرگ چشم انداز ها است. این فصل جدید که تمام قواعد سیاسی را بر ضد آزادی عینی و اما با ظاهر آزادی مطلق عرضه می دارد، دوره پایان تغیرات ساختاری و استحکام و درونی شدن استبداد در بطن اندیشه های افراد و پایان مفهوم جامعه در شکل فعال آن است. پایان چشم اندازهای رهایی بخش، داعیه ای که چندین دهه است نئولیبرالیسم پرچم پیروزیش را بر آن قرار داده، اتمیزه شدن کامل و اینکه هیچ چیزی جز منافع افراد وجود ندارد. مشروعیتی که عقلانیت خود را در افق اندیشه های ما بذر کرده است. حکومت کردن بر جماعتی یکسان شده با افق های محدود سیاسی و گستره ارتباط اجتماعی مهندسی شده براساس خواست های فردی، این دوگانه آزاد کردن و اسارت، تکنولوژیک جدید است.

مفهوم خودآیینی که زمانی شعار اندیشه آزاد و انتقادی بود، اکنون به دگرآیینی تکنولوژیک، نزول پیدا کرده است. افرادی که فراسوی سازوکارهای محدود شده در مقابل خود را نمی بینند و هیچ کدام نیز نمی توانند سررشته این امور را یک بار برای همیشه حتی به تصور بیاورند. ما راهبر به دست سلایق دیگران شده ایم. گذاره هایی عقلانی است که پیشتر در پیشگاه عموم قربانی هیجانات سریع شده باشد. تبار هر مشروعیتی در این لحظه، تابع منطق بیشترین فریب در بیشترین سطح است.