چهل و هفت سال پیش، در شرایطی که جامعه ایران در آستانه یک تحول تاریخی و سرنوشتساز قرار گرفته بود، سنگ بنای نیروی پیشمرگ کومهله نهاده شد. تاریخ این نیرو، تاریخ بیداری، مقاومت طبقاتی و جنبش انقلابی تودههای زحمتکش کردستان است. در اواخر سال ۱۳۵۷، تودههای به پاخاسته در یک انقلاب عظیم تودهای، یوغ استبداد و دیکتاتوری شاهنشاهی را در هم شکستند تا مجالی برای آزادی و زیست انسانی بیابند. اما در همان لحظاتِ شیرین رهایی، کابوس هولناک استیلای یک رژیم به غایت ارتجاعی، ضد زن و دشمن آزادی که گامبهگام خود را برای غصب دستاوردهای انقلاب آماده میکرد، بر آسمان ایران سایه افکند. در این میان، کردستان به دژی مستحکم در برابر فاشیسم مذهبی نوظهور تبدیل شد؛ دژی که سلاح دفاع مشروع آن، «نیروی پیشمرگ » نام داشت.
در شرایطی که جریان مذهبی توانسته بود با فریبکاری، توطئه و موج اولیه سرکوب، صدای انقلاب و نیروهای مترقی را در مرکز ایران خفه کند، موازنه قوا در کردستان به کلی متفاوت بود. در جامعه کردستان، به دلیل نفوذ عمیق اندیشههای چپ، و حضور فعال احزاب سیاسی با پایگاه مردمی و بویژه وجود «کومهله» با آرمانها و برنامه و استراتژی سوسیالیستی، ارتجاع مذهبی فاقد پایگاه تودهای بود.
کارگران استثمار شده خواستار زندگی بهتری بودند؛ زحمتکشان روستا که تازه از قید بقایای فرتوت نظام فئودالی رها شده بودند، نگران از کف رفتن دست آوردهایشان بودند؛ زنان تشنه حقوق برابر و رهایی از قوانین قرونوسطایی بودند؛ و تودههای وسیع مردم دیگر تحمل نداشتند ستم ملی و مذهبی گذشته بر دوششان سنگینی کند. این آرزوها، خواستها و مطالبات انباشتهشده، در یک جنبش مقاومت تودهای و سازمانیافته تجلی یافت که خود را برای نبردی تاریخی با رژیم تازه به قدرت رسیدهای که انقلاب را به انحراف کشانده بود، آماده میکرد.
در آغاز این رویارویی تاریخی، حاکمیت مرکزی تلاش کرد با تکیه بر فئودالها، خانها و مرتجعین محلی که از انقلاب و بیداری زحمتکشان وحشتزده بودند، جامعه کردستان را به کنترل در آورد. فئودالها با تشکیل دارودستههای مسلح، دهقانان و زحمتکشان روستاها را مورد تهدید و آزار قرار میدادند تا مناسبات پوسیده ارباب و رعیتی را احیا کنند. در برابر این توطئه مشترک فئودالیسم و رژیم مرکزی، کومهله زحمتکشان کردستان را به سازماندهی و مسلح شدن فراخواند. تشکیل «اتحادیههای دهقانان» پاسخی انقلابی و تودهای به این تهدید بود. با متشکل شدن دهقانان و زحمتکشان در این اتحادیهها و دفاع مسلحانه و آگاهانه از حقوق خود، دارودستههای مسلح اربابان در کوتاهترین زمان ممکن در هم شکسته و تارومار شدند. این اولین پیروزی بزرگ تودهای بود که نشان داد سلاح پیشمرگ، در خدمت آزادی و زندگی بهتر این جامعه قرار دارد.
فضای سیاسی، دمکراتیک و پرشوری که کل جامعه کردستان را فرا گرفته بود، این منطقه را به سنگری مستحکم برای نجات و ادامه انقلاب سراسری ایران تبدیل کرد. گسترش سریع نفوذ سیاسی و اجتماعی کومهله و رشد تواناییهای بینظیر آن در بسیج و سازماندهی تودهها، در چندین رویداد تاریخی و بیبدیل متجلی شد:
– کوچ تاریخی مردم مریوان: که به عنوان نمونهای درخشان از مقاومت مدنی و تشکیلاتی تودهها در برابر حضور نظامی ارتش و پاسداران ثبت شد.
– راهپیماییهای بزرگ و وسیع از سراسر کردستان به سوی مریوان جهت همبستگی با مردم این شهر.
– اعتصاب عمومی یکماهه مردم سنندج: که همبستگی و اراده تودهای را برای اخراج نیروهای سرکوبگر سپاه پاسداران به نمایش گذاشت.
– خلع سلاح نیروی مرتجع «سپاه رزگاری»: جریان ارتجاعی و شبهنظامی که توسط شیوخ منطقه برای تضعیف جنبش چپ سازماندهی شده بود و توسط اراده انقلابی مردم متلاشی شد.
این پویایی انقلابی، دستاوردهای دمکراتیک و افق رادیکالی که کردستان در برابر آینده انقلاب ایران قرار داده بود، برای رژیم اسلامی هرگز قابل تحمل نبود. جمهوری اسلامی پس از دورهای فریبکاری، مانورهای دیپلماتیک و خریدن زمان، تمامی درهای گفتگو و مذاکره را بست. آنان پیش از تهاجم سراسری، با به راه انداختن قتلعامهای هولناکی نظیر کشتار وحشیانه مردم بیدفاع در روستاهای «قارنا» و «قلاتان»، چهره جنایتکار خود را عیان کردند.
سرانجام در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸، با فتوا و فرمان خمینی، تهاجم نظامی گسترده، وحشیانه و سراسری به کردستان آغاز شد. در واکنش به این هجوم ددمنشانه، کومهله مردم کردستان را به مقاومت همهجانبه، مسلحانه و تودهای فراخواند. مردم کردستان این فراخوان را با آغوش باز پذیرا شدند و بدین ترتیب، حماسه پرفرازونشیب مقاومت مسلحانه چهل و هفت سال گذشته آغاز شد؛ تاریخی سرشار از فداکاری، پایداری و درسهای آموزنده مبارزاتی.
طی این سالهای طولانی مقاومت نیروی پیشمرگ کومهله هرگز یک نیروی نظامی سنتی یا چریکی کلاسیک نبوده است. این نیرو در گام نخست، مروج و مدافع یک فرهنگ متعالی، پیشرو و انسانی در برابر سنتهای عقبمانده، پدرسالارانه بود. پیشمرگ کومهله همزمان با حماسهآفرینی در میدانهای نبرد، پرچمدار رادیکال برابری زن و مرد بود؛ حضوری که با شرکت فعال و مسلحانه زنان مبارز در صفوف پیشمرگان، ساختارهای سنتی جامعه را تکان داد و مفهوم جدیدی از رهایی زن را تعریف کرد.
این نیرو در هر روستا، بخش و شهری که حضور داشت، از خود یادگارهای ارزشمندی در زمینههای اجتماعی، بهداشتی و آموزشی بر جای گذاشت. پیشمرگان کومهله معلمین آگاهی، پزشکان محرومان و یاران زحمتکشان در مزارع بودند. هر جا که پای پیشمرگ رسید، بذر آگاهی، برابری و سوسیالیسم پاشیده شد.
چشمانداز و استراتژی نهایی نیروی پیشمرگ کومهله برای رهایی انسان، انقلاب سوسیالیستی است؛ انقلابی که نیروی محرکه اصلی آن را کارگران و زحمتکشان جامعه تشکیل میدهند. این دیدگاه انقلابی، ناشی از تمایلات صرفا آرزومندانه نیست، بلکه بر واقعیتهای بنیادی، تضادهای طبقاتی، نابرابریهای اقتصادی، محرومیتهای اجتماعی و سلب آزادیهای مدنی و سیاسی استوار است. انقلاب از نظر کومهله، به معنای جابجایی قدرت سیاسی از چنگال یک اقلیت مستبد و استثمارگر به دست اکثریت تولیدکنندگان ثروت جامعه و ایجاد تحولات بنیادی در تمام عرصههای زندگی است.
به همین دلیل، نیروی پیشمرگ تودهها را بیوظیفه نمیکند و آنها را در انتظار پیروزی نظامی صرف پیشمرگان نگه نمیدارد؛ بلکه برعکس، اعتماد به نفس، سازماندهی مستقل و اتکا به نیروی لایزال زحمتکشان را در خودِ جامعه تقویت و نهادینه میسازد.
یکی از ثمرات تاریخی و حیاتبخش مقاومت مسلحانه در کردستان، ایجاد یک چتر امنیتی برای جوانان منطقه در جریان جنگ ویرانگر و ارتجاعی هشتساله ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷) بود. وجود مناطق آزاد شده و صفوف مستحکم پیشمرگان کومهله، امکانی حیاتی را فراهم آورد تا جوانان کردستان به جای اینکه به عنوان گوشت دم توپ به جبهههای جنگ ارتجاعی فرستاده شوند، به صفوف مقاومتی عادلانه، مترقی و رهاییبخش بپیوندند. این نیرو با جانبازیهای بیشمار خود و زنده نگه داشتن روح مقاومت، جانهای بیشماری را از نابودی در تنور جنگ نجات داد. در نتیجه این پایداری سازمانیافته، جامعه کردستان در طول آن هشت سال جنگ ویرانگر، به مراتب خسارات مادی و انسانی کمتری در مقایسه با سایر نقاط ایران متحمل شد.
اگرچه در طول بیش از دو دهه گذشته، پیشمرگان کومهله در راستای ارزیابی عینی از شرایط جدید، دست به عملیات نظامی تهاجمی علیه نیروهای جمهوری اسلامی نزدهاند، اما این امر هرگز به معنای زیر سوال رفتن حقانیت، اصالت و ضرورت تاریخی مقاومت مسلحانه در چارچوب «حق دفاع مشروع» در استراتژی ما نبوده و نیست. واقعیت عینی تاریخ این است که مبارزه مسلحانه هرگز انتخاب اول مردم کردستان نبود، بلکه توسط تهاجم دژخیمانه رژیم به جامعه تحمیل شد. مردم آزادی میخواستند و چون مصمم بودند از دستاوردهای دمکراتیک انقلاب خو دفاع کنند، ناگزیر به حمل سلاح شدند.
آنان به خشونت متوسل نشدند، بلکه در برابر خشنترین دستگاه سرکوب تاریخ معاصر ایستادگی کردند و از حرمت انسانی خود دفاع نمودند. در همان سالهای نخستین، وقتی پیشمرگان برای مدتی کوتاه نیروهای رژیم را عقب راندند و کردستان را آزاد کردند، نمونههای بینظیر و ارزشمندی از زندگی مدنی، شوراها، آزادی بیان و اداره دمکراتیک جامعه را به نمایش گذاشتند که الگویی برای آینده کل ایران است.
امروز، جامعه بیدار کردستان با کولهباری از تجارب گرانبهای تاریخی، دستاندرکار شکلدهی به روشهای نوین و تکاملیافتهتری از مبارزه تودهای است. اعتصابات سیاسی عمومی، یکپارچه و تودهگیر، امروز به سلاحی کارآمد، جاافتاده و فلجکننده علیه حاکمیت بدل شده است؛ روشی مبارزاتی که با کمترین هزینه انسانی، بیشترین دستاوردهای سیاسی و سازماندهی را به همراه دارد.
تشکیل جنبشهای پایدار مدنی، شبکههای محلی و تربیت رهبران میدانی در دانشگاهها، کارخانهها و محلات، جامعه را در مسیر آمادگی کامل قرار داده است. تجلی شکوهمند این آمادگی در خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» به وضوح خود را نشان داد. این جنبش که فلسفه و شعار محوریاش ریشه در فرهنگ سیاسی و مترقی نیروی پیشمرگ کومهله دارد، مسیر روشن و بدون بازگشت جامعه را به سوی پیروزی نهایی نشان میدهد.
چهل و هفت سال از آغاز این مسیر پرفرازونشیب گذشت. نسلی که در اواخر دهه پنجاه با دستانی خالی اما دلهایی مالامال از عشق به سوسیالیسم و آزادی اسلحه به دست گرفت، اکنون پیر شده است. هزاران جوان پرشور در طول این دههها به صفوف این نیرو آمدند، حماسهها آفریدند، جان باختند یا موهای خود را در این مسیر سپید کردند. اما آنچه در تمام این سالها زنده، پویا و پابرجای مانده، یک سنت عمیق تاریخی است که پیشمرگ کومهله در کالبد این جامعه دمیده است: سنت سر خم نکردن در برابر دیکتاتور، سنت برابری مطلق زن و مرد، سنت اتکا به تودههای محروم و کارگر، و آرمان ساختن دنیایی عاری از طبقات و استثمار.
«روز پیشمرگ کومهله»، روز گرامیداشت تکتک آن انسانهای وارسته، آن جانهای شیفته و آن ستارههای سرخی است که با خون و عمر خود این سنت شریف را پی ریختند. این روز، روز تجدید پیمان نسلهای نوین با آرمان بزرگ آزادی و عدالت اجتماعی است؛ آرمانی که هنوز تا تحقق نهایی آن در فردای روشنِ ایران آزاد و سوسیالیست، راه بسیاری در پیش است و سلاح آگاهی سازمان و رهبری، رهگشای آن خواهد بود.
در مناسبت روز پیشمرگ کومهله، یاد رفیق «سعید معینی» اولین پیشمرگ و اولین جانباخته کومهله، که روز پیشمرگ کومهله به یاد و خاطره وی و روز جانباختنش نامگذاری شده است، و یاد هزاران رزمنده و انسان شریفی را که در صحنههای مختلف نبرد با یکی از درندهترین و تاریکاندیشترین دیکتاتوریهای این عصر جان باختند، گرامی میداریم و به خانوادههای سرفراز و مقاوم آنان درود میفرستیم.
کمیته مرکزی کومهله
(سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)
خرداد ۱۴۰۵

