🚩 خلاصه گزارش سیاسی پلنوم چهارم کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
اوضاع سیاسی کنونی و وظایف ما
بخش اول: اوضاع جهانی و بحران ساختاری سرمایهداری
گزارش با ترسیم تصویری از وضعیت جهان در سال ۲۰۲۶ آغاز میشود و آن را «مرحلهای از انباشت همزمان بحرانهای ساختاری سرمایهداری جهانی» مینامد. از نظر گزارش، این بحرانها نه انحرافهای گذرا، بلکه شکل عادی کارکرد نظام سرمایهداری هستند. شاخصهایی چون بدهی جهانی ۲۵۰ تریلیون دلاری و هزینههای نظامی ۲.۴ تریلیون دلار در سال، نشانگر شکاف عمیق میان منطق انباشت سرمایه و نیازهای واقعی انسانهاست.
در سطح ژئوپلیتیک، جهان به عرصه رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده است؛ ایالات متحده به عنوان مرکز قدرت مالی و نظامی، چین به عنوان قطب اصلی تولید صنعتی، و روسیه با تکیه بر قدرت نظامی و منابع انرژی. گزارش تأکید میکند که تضاد میان این قدرتها نه رویارویی نظامهای متفاوت، بلکه رقابت درونی یک منطق واحد، یعنی انباشت سرمایه و کنترل بازارها، است.
خاورمیانه یکی از مهمترین صحنههای این کشمکش معرفی میشود و جنگ ۲۰۲۶ علیه ایران در همین بستر قرار میگیرد. در عرصه بازار کار نیز گزارش از تبدیل شدن بیثباتی شغلی به «قاعده» سخن میگوید، حدود ۲ میلیارد انسان در اشکال غیررسمی و بدون قرارداد کار میکنند. نتیجهگیری بخش اول آن است که در چنین جهانی، وظیفه طبقه کارگر ارتقای مقاومت پراکنده به سازمانیابی پایدار و آگاهانه است.
بخش دوم: اوضاع سیاسی ایران
ماهیت جنگ ۴۰ روزه
این بخش محور اصلی گزارش است. جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی که ۴۰ روز به طول انجامید و هنوز به آتشبس پایداری نرسیده، رویدادی تعیینکننده در مقیاس جهانی ارزیابی میشود. موضع اصلی حزب کمونیست ایران که در بیانیه خرداد ۱۴۰۴ تدوین شده، این است که این جنگ از هر دو سو ارتجاعی است:
• جمهوری اسلامی رژیمی مرتجع، زنستیز و ضدکارگر است که برای بقای سلطه خود میجنگد.
• اسرائیل رژیمی جنایتکار است که سیاست نسلکشی علیه فلسطینیان را پیش میبرد.
• آمریکا برای تبدیل جمهوری اسلامی به همکاری متعارف و تأمین هژمونی خود در منطقه میجنگد.
از این رو، یک نیروی انقلابی مسئول نه مبارزه علیه جمهوری اسلامی را به بهانه حمله خارجی متوقف میکند و نه به اسرائیل و آمریکا به عنوان نیروی «رهاییبخش» امید میبندد.
اهداف طرفهای درگیر
گزارش اهداف هر طرف را به تفکیک بررسی میکند. جمهوری اسلامی در پی بقا، حفظ برنامه هستهای و موشکی، و استمرار نفوذ منطقهای است. آمریکا میخواهد رفتار ایران را مهار کند، بدون آنکه لزوماً رژیم را تغییر دهد. اسرائیل اما اهدافی حداکثریتر دارد: جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و تضعیف قدرت منطقهای آن. بنبست مذاکرات ناشی از آن است که جمهوری اسلامی واگذاری مؤلفههای اصلی قدرت خود را معادل فروپاشی میداند.
دو رویکرد متفاوت در اپوزیسیون
گزارش به نقد صریح بخشی از اپوزیسیون میپردازد که جنگ خارجی را «فرصت» برای سقوط جمهوری اسلامی قلمداد کرد یا مردم را بیپروا به خیابان فراخواند. این رویکرد «ماجراجویانه و غیرمسئولانه» ارزیابی میشود. در مقابل، رویکرد مورد دفاع حزب هشدار داده بود که حمله خارجی نه تنها به آزادی نمیانجامد، بلکه میتواند فضای امنیتی را تشدید و مبارزه مستقل مردم را به عقب براند. گزارش میافزاید مدافعان موضع اول که اکنون تدریجاً عقبنشینی میکنند، نمیتوانند بدون پذیرش صریح خطا، از زیر بار مسئولیت سیاسی شانه خالی کنند.
چشمانداز کوتاهمدت
احتمال میرود مذاکرات به یک دوره «نه جنگ، نه صلح» منجر شود. آمریکا ترجیح میدهد با فشار حداکثری یعنی تحریم، انزوای دیپلماتیک و تهدید نظامی، بدون ورود به جنگ تمامعیار، امتیاز بگیرد. جمهوری اسلامی در برابر دو گزینه قرار دارد: عقبنشینی نسبی که به جابهجایی در آرایش رهبری منجر میشود، یا انتخاب الگوی بقا از طریق انزوا که مسیری نزدیک به کره شمالی است. در هر دو حالت، بحران رژیم حل نمیشود و فقط شکل آن تغییر میکند.
ایران پس از جنگ
گزارش تصویری از دوره پساجنگ ارائه میدهد. از یک سو، بدون درآمد نفتی و با تحریمهای چندلایه، بازسازی زیرساختها عملاً ناممکن خواهد بود و بیکاری، تورم و فقر تشدید میشوند. از سوی دیگر، پایان فضای جنگی به مردم فرصت میدهد مطالبات معلقمانده را از سر بگیرند. مطالباتی چون نان، کار و آزادی بار دیگر میتوانند محور جنبشهای اجتماعی شوند.
دوره پساجنگ همچنین لحظهای برای ارزیابی اعتبار سیاسی نیروهاست. جریانهایی که از جنگ استقبال کردند یا در برابر ویرانی سکوت کردند، با فرسایش اعتبار روبهرو خواهند شد. نیروهایی که مرزبندی روشنی با جنگ و نظم مولد آن داشتند، ظرفیت بیشتری برای اثرگذاری خواهند داشت.
بخش سوم: اولویتها و وظایف حزب
رهایی از دو توهم
گزارش بر رهایی از دو توهم زیانبار تأکید میکند:
اول، توهم نجات از بیرون: نه فشار خارجی، نه حمله نظامی و نه مداخله قدرتهای جهانی راه آزادی مردم ایران را هموار میکند. این فشارها فقط موازنه میان نیروهای ارتجاعی را بازتنظیم میکند.
دوم، توهم شورش بدون سازمان: پیروزی تنها از ترکیب سه عنصر آگاهی، سازماندهی و رهبری حاصل میشود. فراخوان خیابانی بدون این عناصر، تحمیل تلفات و بالا بردن هزینه تغییر است. فاصله میان تضعیف یک حکومت و سقوط آن را فقط نیروی سازمانیافته میتواند پر کند.
تاکتیکهای عملی
گزارش بر ضرورت جدی گرفتن دستاوردهای کوچک و گامبهگام تأکید میکند. ۴۷ سال مبارزه نشان داده تمام عقبنشینیهای جمهوری اسلامی فقط زیر فشار مبارزات اجتماعی تحمیل شده است. وظیفه مرکزی، تبدیل فشار اجتماعی به سازمانیابی پایدار است. مسیر آینده از شورشهای انفجاری فاقد سازمان عبور نمیکند.
جنبش کارگری به عنوان محور
جایگاه کلیدی در این دوره به جنبش کارگری داده میشود. دو مطالبه اصلی برای تحمیل بر حکومت تعریف میشوند:
حق اعتصاب: که در خود بستهای کامل از حقوق را حمل میکند؛ از حق تجمع و راهپیمایی تا مصونیت از اخراج، حق چانهزنی جمعی، حق همبستگی و صندوقهای اعتصاب. اعتصاب صرفاً توقف کار نیست، بلکه تبدیل نیروی پراکنده به اهرم فشار اجتماعی است.
حق تشکل مستقل: که بر اساس آن کارگران بتوانند آزادانه سندیکا، اتحادیه یا هر نهاد صنفی مستقل ایجاد کنند. بدون این دو حق، طبقه کارگر همواره پراکنده و سرکوبپذیر میماند.
بخش چهارم: وظایف در کردستان
جهتگیری تاکتیکی
در کردستان، جهتگیری اصلی حضور فعالتر فعالین حزبی در مبارزات اجتماعی و تودهای تعریف میشود. مبارزه سیاسی که از نیازهای واقعی مردم فاصله بگیرد، به شعارهای انتزاعی محدود میماند. چند عرصه اصلی برای فعالیت تعیین شدهاند:
جنبش کارگری: حضور در انجمنهای صنفی، حمایت از کارگران ساختمانی، فصلی و کولبران، و ایجاد صندوقهای همبستگی مالی.
سازماندهی زنان: ایجاد تشکلهای زنان حول حقوق پایهای، مبارزه برای حق پوشش اختیاری، دستمزد برابر، حق طلاق و مقابله با خشونت خانگی. زن کارگر کرد همزمان زیر فشار تبعیض جنسیتی، استثمار طبقاتی و ستم ملی قرار دارد.
آزادیهای دموکراتیک: دفاع از آزادی بیان، تشکل و اعتراض، دفاع از زندانیان سیاسی، و مطالبه رفع فضای نظامی و امنیتی.
فرهنگ، زبان و محیطزیست: دفاع از آموزش به زبان مادری، فعالیتهای فرهنگی و هنری، و مبارزه علیه بحران زیستمحیطی که مستقیماً زندگی زحمتکشان را تهدید میکند.
گزارش بر پیوند دادن مطالبات ملی، طبقاتی، جنسیتی و دموکراتیک تأکید میکند. کولبر همزمان قربانی فقر، ستم ملی و سرکوب امنیتی است. معلمی که برای زبان مادری مبارزه میکند، برای عدالت آموزشی و حق تعیین سرنوشت نیز میجنگد.
امنیت و ادامهکاری
ماههای نخست پس از پایان جنگ «حساسترین روزها» توصیف میشوند. رژیم عجله دارد پیش از شکلگیری موج اعتراضی، دست به کار شود. فعالین داخل کشور باید با «حداکثر هوشیاری» عمل کنند و از هر اقدامی که به نیروهای سرکوبگر بهانه بدهد، خودداری کنند. «هوشیاری امروز، شرط ادامه مبارزه فرداست.»
تشکیلات علنی کومهله در اقلیم کردستان
در دوره پساجنگ، فشارهای جمهوری اسلامی بر اقلیم کردستان برای محدود کردن فعالیتهای اپوزیسیون تشدید خواهد شد. دو اصل بر اقدامات حاکم خواهد بود: اول، ادامهکاری فونکسیونهای اصلی نباید مختل شود؛ دوم، امنیت و زندگی رفقا نباید به مخاطره بیفتد.
بخش پنجم: وظایف تشکیلات خارج کشور
وظایف خارج از کشور بر ده محور تعریف شدهاند: تحکیم حزبیت و انضباط سازمانی؛ معرفی کومهله به افکار عمومی جهانی؛ توسعه عضوگیری از نیروهای چپ و آزادیخواه؛ اتحاد عمل با جریانات چپ از طریق کمپینها و سمینارهای مشترک؛ تقویت جنبش کارگری از طریق فشار بینالمللی؛ شرکت در جنبشهای ضدسرمایهداری در کشورهای میزبان؛ دفاع از حقوق پناهندگان؛ حمایت از جنبش برابریخواهی زنان؛ تقویت مالی و محتوایی رسانههای حزب؛ و حضور سازمانیافته در شبکههای اجتماعی.
جمعبندی
پیام محوری گزارش آن است که انقلاب اجتماعی با فرمان یا شوک خیابانی شکل نمیگیرد، بلکه محصول انباشت تجربه، سازمان، آگاهی و حضور فعال تودهها در مبارزات روزمره است. سیاست درست در این دوره آن است که فعالین در دل جامعه و در متن مطالبات زنده مردم حضور یابند، مبارزات پراکنده را به هم پیوند دهند، و گامبهگام شرایط لازم برای تحول اجتماعی را فراهم سازند. این مسیر هم زندگی امروز را انسانیتر میکند و هم چشمانداز آیندهای آزاد و برابر را به واقعیتی دستیافتنیتر تبدیل میسازد.
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
02-05-2026

