حزب کمونیست ایران

دولتهای اروپائی مسئولیتشان را در قبال مردم آفریقا پشت دیوارها پنهان می‌کنند

سبته، شهر خودمختار اسپانیا در ساحل شمالی آفریقا، یکی از حساس‌ترین نقاط تماس میان اروپا و آفریقاست؛ شهری کوچک که تنها مرز زمینی اتحادیه اروپا با قاره آفریقا را در خود جای داده است. این موقعیت جغرافیایی، سبته را به نمادی از شکاف عمیق میان دو قاره تبدیل کرده است: در یک سوی مرز، اروپا با وعده امنیت و رفاه ایستاده و در سوی دیگر، هزاران انسان برای فرار از فقر، ناامنی، جنگ و بی‌آیندگی به این مرز نزدیک می‌شوند.

در روزهای اخیر، سبته شاهد موجی کم‌سابقه از ورود مهاجران و پناهجویان بوده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، طی مدت کوتاهی حدود ۶۰ هزار نفر از زنان، کودکان و نوجوانان از خاک مراکش وارد این شهر شدند؛ بسیاری از آنان برای عبور از مسیر کوتاه ساحلی، خود را به آب زدند و با شنا به سوی اروپا حرکت کردند.

در جریان این تلاش‌های خطرناک، تا کنون ۴۰ نفر  از این افراد جان خود را از دست دادند؛ رقمی که تنها بخش ثبت‌شده تلفات را نشان می‌دهد. هر انسانی که در آب‌های اطراف سبته غرق می‌شود، نتیجه مستقیم جهانی است که در آن مسیرهای امن و قانونی مهاجرت بسته شده و مرزها به جای حمایت، به میدان خطر تبدیل شده‌اند.

سیاست مهاجرتی اروپا طی سال‌های گذشته بیش از آنکه بر حمایت از انسان‌ها استوار باشد، بر بازدارندگی، دیوارکشی، کنترل نظامی و واگذاری مسئولیت به کشورهای همسایه بنا شده است. اتحادیه اروپا با دادن پول به دولتهائی مانند مراکش، لیبی و تونس، تلاش کرده است مهاجران را پیش از رسیدن به خاک اروپا متوقف کند.

اما این سیاست‌ها مهاجرت را متوقف نکرده‌اند. تنها نتیجه آن‌ها این بوده است که مسیرهای مهاجرتی خطرناک‌تر و مرگبارتر شوند. زمانی که امکان درخواست پناهندگی در سفارتخانه‌ها، عبور قانونی، پیوستن به خانواده یا دریافت روادید بشردوستانه وجود نداشته باشد، افراد ناچار می‌شوند از دریا، بیابان، حصارهای فلزی و مسیرهای قاچاق عبور کنند. در چنین شرایطی، هر دیوار بلندتر، انسان‌های بیشتری را به سوی مسیرهای پرخطرتر سوق می‌دهد.

در بحران سبته، چند عامل به‌طور هم‌زمان نقش داشتند: تغییرات حقوقی و قضایی درباره نحوه برخورد با کودکان و نوجوانان مهاجر، تنش‌های سیاسی میان اسپانیا و مراکش و آسیب‌پذیری جغرافیایی این شهر از جمله دلایل به راه افتادن این موجود جدید هستند..

استفاده سیاسی از مهاجران نیز پدیده تازه‌ای نیست. دولت‌های اروپایی بارها از همکاری مرزی با کشورهای شمال آفریقا به‌عنوان ابزار فشار سیاسی استفاده کرده‌اند. در مقابل، دولت‌های این کشورها نیز گاه کنترل مرزها را به اهرمی برای گرفتن امتیاز اقتصادی یا سیاسی از اروپا تبدیل کرده‌اند. در این میان، کسانی که بیشترین هزینه را می‌پردازند، نه دولت‌ها، بلکه پناهجویانی هستند که به ابزار چانه‌زنی قدرت‌ها تبدیل می‌شوند.

برای درک موج‌های مهاجرتی از آفریقا، نمی‌توان تنها به تصمیم یک دادگاه، ضعف کنترل مرزی اشاره کرد. اروپا خود در شکل‌گیری بسیاری از شرایطی که مردم را ناچار به ترک خانه‌هایشان می‌کند، نقش داشته است.

تاریخ استعمار اروپایی در آفریقا، مرزهای مصنوعی، ساختارهای اقتصادی نابرابر و نظام‌هایی را بر جای گذاشت که آثار آن هنوز پابرجاست. در دوره پس از استعمار نیز بخش بزرگی از منابع طبیعی آفریقا در چارچوب قراردادهای نابرابر استخراج شده است. سود این منابع عمدتاً نصیب شرکت‌ها و اقتصادهای ثروتمند شده، در حالی که جوامع محلی با بیکاری، تخریب محیط زیست و نابرابری روبه‌رو مانده‌اند.

مداخلات نظامی و سیاسی کشورهای اروپایی نیز بی‌تأثیر نبوده است. جنگ‌ها و عملیات نظامی در خاورمیانه و شمال آفریقا، از جمله فروپاشی ساختارهای سیاسی در لیبی، پیامدهایی فراتر از مرزهای همان کشورها داشته‌اند. نابودی زیرساخت‌ها، گسترش گروه‌های مسلح، رشد شبکه‌های قاچاق و بی‌ثباتی اقتصادی، میلیون‌ها نفر را آواره کرده است. اروپا نمی‌تواند در ایجاد یا تشدید بخشی از این بحران‌ها نقش داشته باشد و سپس قربانیان آن را صرفاً «تهدید امنیتی» بنامد.

بحران اقلیمی نیز بر این وضعیت افزوده است. خشکسالی، کمبود آب، کاهش تولید کشاورزی و افزایش قیمت مواد غذایی، زندگی میلیون‌ها نفر را در آفریقا دشوارتر کرده است. سهم کشورهای آفریقایی در تولید تاریخی گازهای گلخانه‌ای بسیار کمتر از اروپا و دیگر قدرت‌های صنعتی است، اما این جوامع اغلب شدیدترین پیامدهای تغییرات اقلیمی را تحمل می‌کنند. عدالت اقلیمی اقتضا می‌کند که کشورهای ثروتمند، مسئولیت تاریخی خود را بپذیرند؛ نه اینکه مرزهای خود را ببندند و هزینه بحران را بر دوش قربانیان بگذارند.

پس از بحران سبته، برخی سیاستمداران اروپایی خواستار تقویت دیوارها، افزایش حضور نظامی و حتی اعمال مجازات‌های سیاسی علیه اسپانیا شدند. چنین واکنش‌هایی نشان می‌دهد که اروپا هنوز به جای پرداختن به ریشه‌های بحران، در پی مدیریت ظاهری آن است.

اما کودکی که از آب عبور کرده، تهدید امنیتی نیست. زنی که از جنگ یا فقر گریخته، ابزار فشار سیاسی نیست. پناهجویی که در جست‌وجوی امنیت به مرز اروپا رسیده، پیش از هر چیز دارنده حقوق انسانی و قانونی است. اصل منع بازگرداندن افراد به سرزمینی که در آن با خطر شکنجه، آزار یا تهدید جدی مواجه‌اند، یکی از اصول بنیادین حقوق پناهندگان است و نمی‌توان آن را با تصمیم‌های مقطعی یا فشارهای سیاسی کنار گذاشت.

اروپا برای جلوگیری از تکرار بحران‌هایی مانند سبته باید مسیرهای امن و قانونی مهاجرت و پناهندگی ایجاد کند؛ امکان پیوستن خانواده‌ها را گسترش دهد؛ از کودکان و نوجوانان حمایت ویژه به عمل آورد؛ عملیات نجات دریایی را تقویت کند و به بازداشت خودسرانه و بازگرداندن جمعی پایان دهد. همچنین لازم است کشورهای اروپایی سهم واقعی خود را در پذیرش پناهندگان و تأمین مالی برنامه‌های حمایتی در کشورهای مبدأ و مسیر بپذیرند.

سبته یادآور این حقیقت است که مهاجرت با دیوار متوقف نمی‌شود. تا زمانی که جنگ، فقر، نابرابری، تغییرات اقلیمی و دخالت‌های خارجی ادامه داشته باشد، مردم به دنبال راهی برای زنده ماندن خواهند بود. اروپا نمی‌تواند دهه‌ها از منابع، بازارها و نفوذ سیاسی خود در آفریقا بهره ببرد و امروز از مسئولیت‌هایش شانه خالی کند.

دفاع از پناهجویان به معنای آن است که امنیت و کرامت انسان‌ها قربانی سیاست‌های انتخاباتی و بازی‌های ژئوپولیتیک نشود. سبته باید نه نماد بسته‌تر شدن اروپا، بلکه نقطه آغاز بازنگری در سیاست‌هایی باشد که انسان‌ها را به سوی دریا و مرگ می‌رانند.

.