حزب کمونیست ایران

مردم دم خروس را باور بکنند یا قسم خوردن حضرت عباس

 

کریم امانی
فوریە ٢٠٢٢
سرانجام توطئه انشعاب در حزب کمونیست ایران و کومله و همزمان با برگزاری کنگره ۱۸ کومله از طریق اطلاعیه‌ای از سوی کمیته اجرایی قبلی حزب‌ رسمیت یافت. در رابطه با موضوع اجتناب پذیر بودن و یا نبودن این انشعاب و یا مشروعیت داشتن و توجیه پذیر بودن آن بر مبنای نکاتی که به عنوان اختلافات سیاسی و تشکیلاتی و نهایتأ دلیل این انشعاب بیان شده‌اند از هردو طرف بسیار گفته و نوشته شده است، بنابراین از پرداختن به اين بخش خودداری میکنم و تلاش دارم در این نوشته به نکات دیگری که در اين مجادلات کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند (در حالی که به نظر من نقش کلیدی و برجسته‌ای را در تعمیق اختلافات و تحمیل این انشعاب به حزب داشتند)، بپردازم.
حزب کمونیست ایران و کومله سال‌ها در سایه‌ی همین جمع “خودچپ پندار” و “خودمحوری” که به زعم خود از کادرهای “با سابقه” و “استخواندار” حزب‌ بودند و بیشتر آنها دوران متوالی در سطح کمیته‌های رهبری این حزب قرار داشته‌اند، با مشکلات عدیده‌ای از قبیل وجود محفلیزم، گسترش اخلاق غیر کمونیستی، فرهنگ خرده بورژوازی و نوعی از اپورتونیستی گریبانگیر بود و گسترش و اشاعه‌ی این پدیده‌ها بیشتر انرژی و پتانسیل این حزب‌ را به هدر می‌داد زیرا نه در راه خدمت به منافع عمومی تشکیلات و اهداف آن، بلکه در راه کسب موقعیت و منافع شخصی و گروهی به کار گرفته می شد. در واقع می‌توان گفت حزب طی چندیدن سال گذشته دچار بحران درونی مخصوصا بحران مدیریتی شده‌ بود و وجود این بحران‌ها بستر اصلی تحولات کنونی در حزب‌ هستند.
به یمن همين جمع “خود بزرگ بین” و “خودچپ پندار” در سال‌های اخیر اولویت مبارزه در حزب از پرداختن به اهداف اصلی حزب‌ و تحولات جامعه، به یک رقابت منفی و ناسالم درون حزبی تنزل پیدا کرده‌ بود. این جمع که پیوسته در صدر رهبری این تشکیلات و عضو کمیته‌های مرکزی بوده‌اند، بعد از هر انتخاباتی در کنگره‌ها به جای پرداختن به دستورالعمل و وظایفی که کنگره بر دوش آنان می گذاشت، بیشتر به فکر یارگیری و جمع آوری رأی برای کنگره بعدی بودند و از اینرو کسب موقعیت تشکیلاتی به هدف اصلی آنان تبدیل شده بود. تکرار مکرر اين جمع در کمیته‌های رهبری، آنان را به یک باور کاذب “خود بزرگ بینی”، “خود توانا و برتر پندار” رسانده بود و همین باعث به وجود آمدن پدیده نا میمون بالا دستی و پایین دستی ( فاصله طبقاتی ) و بروز نوعی از تبعیضات در مناسبات و موقعیتهای تشکیلاتی شده‌ بود که با فرهنگ شناخته شده در تشکیلات ما کاملا بیگانه بود.
حال برای اثبات این ادعا به چند فاکت عینی اشاره خواهم نمود.
هلمت احمدیان عضو کمیته اجرایی سابق درجواب رفیق امیر از رادیو پیام در جلسه کلاب هاوس که چند روز پيش برگزار کرد گفت بی انصافیست اگر کمیته اجرایی را به بد مدیریتی و یا ضعف در مدیریت تشکیلات متهم کنید زیرا ما مدیریت کردیم اما از پائین مدیریت ما را قبول نداشتند. حال ببینیم چطور مدیریت کردند، با چه اهدافی مدیریت کردند و چه بخشی از تشکیلات را مدیریت کرده‌اند تا بیشتر به صداقت هلمت احمدیان و همفکرانش پی برد. در جریان کنگره ۱۷ کومله این جمع به بهانه‌ی مهندسی شدن پروسه انتخابات، به صورت جمعی انتخابات را بایکوت کردند و از هرگونه همکاری با کمیته مرکزی منتخب کنگره ١٧ خودداری کردند. هلمت احمدیان در همان جلسه کلاب هاوس در مورد بایکوت کنگره ۱۷ گفتند که رفقای ما اگرچه برای يک دوره خود را کاندید نکردند اما از هرگونه همکاری با کمیته مرکزی کومله دریغ نکردند. متاسفانه ایشان نه تنها اينکه به این اشتباه تاکتیکی خود یعنی بایکوت کنگره ۱۷ اشاره‌ای نکرد( که قبلا و بارها در جلسات خصوصی و محفلی به این‌ اشتباه تاریخی خود اعتراف کرده‌ بودند) بلکه در مورد همکاری با کمیته مرکزی منتخب کنگره ۱۷ نیز صادقانه صحبت نکرد. آنها نه تنها همکاری نکردند بلکه اگر هم در مواردی افرادی از این جناح در تشکیلات کوردستان حضور پیدا کرده باشند تنها در راستای همان طرح توطئەگرانەای بودە کە قدم بە قدم در تشکیلات پیش می بردند.
آنها دسته جمعی انتخابات کنگره ۱۷ را بایکوت کردند با این تصور و اشتباه محاسباتی که گویا اگر در ترکیب کمیته مرکزی حضور نداشته‌ باشند، این کمیته مرکزی در پیشبرد کار و فعالیتهای خود موفق نخواهد شد زیرا به زعم آنان کمیته مرکزی بدون حضور آنها ترکیب ضعیف و ناتوانی خواهد داشت و همین را دليل بر اثبات توانمند بودن و یا به عبارت دیگر “استخواندار” بودن خود می دانستند. این شیفتگان جاه و مقام نه تنها همکاری نکردند، بلکه با سنگ اندازی و مخالفت‌های بی مورد و برخورد تحقیرآمیز و همچنین تهمت‌های ناروا عملا سعی در گذاشتن چوب لای چرخ کار و فعالیتهای کمیته مرکزی این دوره کومله گذاشتند. آنها در تصور خود تشکیلات را همچون “آلاچیقی” می پنداشتند که اين جمع چهار ستون و بقیه‌ی تشکیلات سقف آن را تشکیل می دادند و بر این باور بودند که اگر این ستون‌ها نباشند سقف به کلی فرو می‌ریزد و سپس می‌توانند بر این ویرانه بنای مورد دلخواه خود را بسازند. اما با تمام این سنگ اندازیها کمیته مرکزی کومله با درایت و اراده‌ کمونیستی و انقلابی اين دورهٔ بحرانی را با موفقیت پشت سر گذاشت و به این جمع و در رأس آنها کمیته اجرایی قبلی عملا اثبات کرد که در محاسبات خود دچار چه اشتباه بزرگی شده‌اند.
این جمع و در رأس آنها کمیته اجرایی قبلی بعد از این اشتباه بزرگ دچار نوعی سراسیمگی و عکس‌العملهای هستریک شدند و با برخورد نسنجیده و پناه بردن به ابزارهای ناسالم اين اشتباه را با اشتباهات پی در پی دیگر تشدید نمودند. برای مثال به دنبال اشتباهی که در کنگره ۱۷ مرتکب شدند، در آستانه‌ی برگزاری کنفرانس دوازدهم تشکیلات خارج از کشور حزب کمونیست ایران، صلاح مازوجی دبیر اول کمیته اجرایی وقت در یک جلسه‌ی گفت و شنود با اعضا ضمن بر جسته کردن نکاتی از به زعم ايشان وجود اختلافات در حزب، تشکیلات را بە دو جناح راست و چپ، یا ناسیونالیست و کمونیست تقسیم کرد. اینهم اشتباه بزرگ دیگری بود کە شخص صلاح مازوجی باز هم بر مبنای محاسبات نادرست دیگری مرتکب آن شد، زیرا این تقسیم بندی راست و چپ در تشکیلات قبل از اینکه پایه‌ی مادی و عینی داشته باشد، بر این مبنا استوار بود که شخص صلاح مازوجی چون‌ پیشتر و در بسیاری از کنگره‌ها ( از همان راهی که قبلا به آن اشاره‌ شد) رأی نزدیک به ۹۷ الی ۹۸ درصد نمايندگان کنگره را کسب می کرد، بر این تصور بود که با تقسیم کردن ارادی تشکیلات به راست و چپ، حداقل ۷۵ الی ۸۰ درصد تشکیلات پشت سر ایشان به خط خواهند شد و در این صورت چند قدم بزرگ به اهدافش نزدیکتر خواهد شد. اما عکس‌العمل اعضا در همان جلسه و بازتاب آن نیز به ایشان نشان داد که باز هم دچار اشتباه شده‌است و نتیجه‌ی جلسه درست عکس آنچه هدف صلاح مازوجی بود را اثبات کرد.
سپس بر اساس همین صف بندی بود که نتیجه‌ی انتخابات کنفرانس دوازدهم نیز طبق انتظار و برنامه‌ریزی‌های آنان پیش نرفت. بعد از اعلام نتیجه‌ی انتخابات ترکیب کمیته خارج که از راه بسیار مشروع و با رأی اکثریت نمایندگان کنفرانس انتخاب شده بودند، از همان ابتدا از سوی کمیته اجرایی و جناح هم فکرش مورد غضب واقع شد و با دستاویز قراردادن عباراتی همچون “مهندسی کنفرانس” و ” سیاست حذف” و غیره، تلاش کردند مشروعیت آن کمیته را زیر سوال ببرند و در فاصله کنفرانس دوازدهم تا برگزاری کنفرانس سیزدهم، کمیته اجرایی به عنوان بالاترین مرجع تشکیلات و “کادرهای استخواندار همفکرش” نه تنها تمام همکاریهای خود را با این کمیته قطع کردند، بلکه مدام با برخوردهای تحقیرآمیز نسبت به ترکیب و ناتوان شمردن این کمیته در صدد ایجاد اختلال در پیشبرد کار و فعالیتهای روتین آن بودند، اما سرانجام این کمیته‌ی به زعم آنان ضعیف نیز با اتکا به هوشیاری و از خود گذشتگی اکثریت اعضای حزب این دوره بسیار سخت و نامتعارف را سرافرازانه پشت سر نهادند و بار دیگر این بخش از تشکیلات نيز با عزم و اراده راسخ توطئەهای جناح کمیته اجرایی و دشمنان خارج از تشکیلات را با شکست و ناکامی روبرو کرد.

بە دنبال این شکست کل جلسات عمومی تشکیلات خارج را بایکوت کردند و بە جلسات محفلی و مخفی روی آوردند و کمیته اجرایی وقت عملا به رهبری یک محفل کوچک و توطئەگر تبديل شد. فايل صوتی یکی از اين جلسات توطئەگرانە بر اثر کم دقتی شخص هلمت احمدیان به بیرون درز پيدا کرد که در آن جلسه یکی از همان به اصطلاح کادرهای چپ و استخواندار که خیلی هم سنگش را به سینه می زنند تمام رفقای تشکیلاتی مخالف خود را با کمال بی احترامی ” سگ و توله سگ” خطاب قرار داد و یکی دیگر از همان اشخاص می گفت جناح راست درون‌ تشکیلات تا خرخره غرق در ” فساد و کثافتکاری” شده‌اند. ( من قلبا از خوانندگان گرامی پوذش می طلبم بابت تکرار این الفاظ) اما این تنها نمونه‌های کوچکی از فرهنگ نازل و غیره کمونیستی در سطح کمیته مرکزی حزب و کمیته اجرایی قبلی بودند که داشت به يک فرهنگ غالب در تشکیلات تبدیل می‌شد.
قبلآ بطور مختصر به رفتار و برخورد تحقیرآمیز کمیته اجرایی قبلی نسبت به اعضای کمیته‌ مرکزی منتخب کنگره ۱۷ کومله و کمیته خارج منتخب کنفرانس دوازدهم اشاره کردم، اما این تمام ابعاد آن فرهنگ و اخلاق غیره کمونیستی که در تشکیلات و توسط جناح کمیتەی اجرایی داشت اشاعه می یافت نبود، زیرا اين نوع برخوردهای تحقیرآمیز حتی در جلسات عمومی و روابطهای شخصی نیز به کررات مشاهده می شد، بطوریکه اعضای تشکیلات را به سخره می گرفتند، به رأی اعضا بی اعتنایی می کردند، آنها را بی‌سواد، نا سیاسی و غیره قلمداد می کردند، توانایی و برتریهای نداشته خود را به رخ ديگران می کشیدند و مدام در صدد صلب اعتماد بنفس از اعضای تشکیلات بودند. و اين ضمن اینکه نمودی از وجود طبقات بالا دستی و پائین دستی بود که در سال‌های اخیر چهره تشکیلات کمونیستی ما را خدشەدار کرده بود … به سهم خود بخشی از تکرار اشتباهات کمیته اجرایی سابق را نیز شامل می شد و به اين ترتيب اين جمع خودچپ پندار هر روزه بیشتر از قبل اندک اعتمادی را که در میان اعضا داشتند از دست می‌دادند. و ترس از همین واقعیت بود که کمیته اجرایی سابق جرأت نمی کرد تا کنگره سیزدهم حزب‌ کمونیست ایران را تدارک ببيند و خود را در معرض قضاوت اعضا قرار دهد.
لذا همچنان به تکرار اشتباهات در نحوه برخورد به بحران پیش آمده در تشکیلات ادامه دادند و در نهایت کنفرانس سیزدهم تشکیلات خارج از کشور را بایکوت کردند، به ساخت تشکیلات موازی در تشکیلات پرداختند، تمام فعالیت‌های سیاسی و تشکیلاتی را با بخش عظیمی از تشکیلات قطع کردند و نهایتأ در آستانه‌ی برگزاری کنگره ۱۸ کومله، اشتباهات فاحش خود را به کمال رساندند و یک تيم ۷ نفره را بدون هماهنگی قبلی به تشکیلات کردستان فرستادند تا ضمن ایجاد اختلال در پروسه برگزاری کنگره، توطئه‌ی انشعاب از پیش برنامه‌ریزی شده‌ی خود را در جريان برگزاری کنگره کومله به سرانجام برسانند،
کە بیشک همە شما از حواشی این اقدام نسنجیده تا همین لحظه هم بطور کامل آگاه هستید و نیازی بە تکرار آن نسیت. اما نکته‌ای که لازم است در خاتمه به آن اشاره کنم این است که متاسفانه این فرهنگ خود بزرگ بینی و اخلاق غیره کمونیستی درميان این طیف اپورتونیست و انحلال طلب تا آنجا پیش رفته است که حتی به شعور جامعه‌ای که ظاهرا در جریان علنی شدن اختلافات به قضاوت گرفته می شدند نیز احترام نمی گذارند و دارند جلو چشم همه دروغ می گویند. آخرین میخ را صلاح مازوجی دبير اول کمیته اجرایی سابق در گفتگو با رادیو پیام کاندا به تابوت صداقت نداشتەی خود زد با اين ادعا که گويا هیأت ۷ نفره فرستاده شده به کردستان در شرایط بسیار بدی بسر می برند بطوریکه در روز تنها يک وعده غذا دریافت می کنند و از امکاناتی که بقیه در اردوگاه استفاده می کنند محروم شده‌اند.
مسئول دبیرخانه کومله در يک گفتگوی تلویزیونی به اين ادعای واهی و دروغین پاسخ داده و به منظور کوتاه کردن سخن، نیازی به توضیح بیشتر در اين زمينه نیست. اما اگر تصور شود که صلاح مازوجی از وضعیت اردوگاه و شرایط زیست رفقای پیشمرگ بی اطلاع است تصور واهی و دور از واقعیت است. اینکه چرا دبیر کمیته اجرایی سابق تا اين حد تنزل کرده است و شرایطی را که تمام افراد اردوگاه بطور یکسان از آن برخوردار هستند برای جمع هفت نفره از همکیشان خود کافی نمی داند بە این دلیل است که ایشان در گذشته به هر حربه‌ای برای رسیدن به اهداف خود متوصل شدند اما بجز ناکامی چیزی دیگری عایدش نشد و اکنون که به قول معروف ( سمبەاش دیگر زور ندارد)، دارد زیر بار آوارهای اشتباهات خود مظلوم نمایی می کند. و از سوی دیگر افرادی را که به اردوگاه فرستاده است اکثرا جزو طبقه مرفه جامعه‌ی سوئد هستند و سال‌هاست کە در ناز و نعمت زندگی میکنند و بە نشستن دور سفرەی پڕ زرق و برق و زندگی تجملاتی عادت کردەاند، بریدن از این شرایط و ساختن با زندگی اردوگاه نشینی و نشستن پای سفرەی بی رونق اما پراز صفا و صمیمیت پیشمرگایتی برایشان بسیار سخت و دشوار است زیرا خیلی وقت است کە با این فرهنگ ساده زیستی بیگانه شده‌اند.