اول ماه مه؛ روز همبستگی جهانی کارگران و تجدید پیمان برای نبردهای پیشِ رو
اول ماه مه، روز جهانی کارگر در راه است. اهمیت واقعی این روز قبل از هر چیز در جهانی بودن آن است. این روز، متعلق به کارگران یک کشور خاص، یک ملت خاص یا یک منطقه خاص نیست؛ روزی است که کارگران سراسر جهان، با همه تفاوتهای زبانی، فرهنگی، قومی و ملی، خود را بهعنوان بخشی از یک طبقه جهانی بازمیشناسند. طبقهای که در همه جای جهان، با وجود تفاوت در سطح دستمزدها، شکل قراردادها یا نوع حکومتها، با مسئلهای مشترک روبهروست: استثمار، ناامنی، بیثباتی و محرومیت از سهم واقعی خود در ثروتی که با دستان خود تولید میکند.
این جهانی بودن، اول ماه مه را از بسیاری مناسبتهای دیگر متمایز میکند. در این روز، کارگر ایرانی، کارگر ترکیه، کارگر فلسطین، کارگر فرانسه، کارگر هند و کارگر آمریکای لاتین، هرکدام در شرایط متفاوت، اما در افقی مشترک به هم میرسند. همین ویژگی است که روز جهانی کارگر را به روزی برای اعلام همبستگی فراملی بدل میکند. سرمایهداری جهانی است، زنجیرههای تولید جهانیاند، سود و سرمایه مرز نمیشناسند؛ بنابراین مبارزه کارگران نیز نمیتواند در چارچوبهای تنگ ملی محصور بماند. اول ماه مه یادآور این حقیقت است که طبقه کارگر، با وجود همه تفرقههایی که از بالا بر آن تحمیل میشود، دارای منافعی مشترک و تاریخی مشترک است.
در عین حال، جهانی بودن اول ماه مه به این معنا نیست که این روز از واقعیتهای ملموس زندگی کارگران در هر کشور جداست. برعکس، این روز دقیقاً از دل همان رنجها و مبارزات روزمره معنا پیدا میکند. هر جا که کارگری برای دستمزد معوقه، امنیت شغلی، بیمه، حق تشکل، حق اعتصاب، برابری زن و مرد، مبارزه میکند، اول ماه مه به او تعلق دارد. این روز، هم روز یادآوری تاریخ مبارزه طبقه کارگر است و هم روز پیوند زدن مطالبات جاری به افق گستردهتر رهایی اجتماعی.
در ایران، برگزاری مراسمهای اول ماه مه اهمیتی دوچندان دارد. طبقه کارگر ایران در یکی از دشوارترین دورههای تاریخی خود به سر میبرد: تورم افسارگسیخته، سقوط قدرت خرید، بیکارسازی، قراردادهای موقت، گسترش پیمانکاری، ناامنی محیط کار، سرکوب تشکلهای مستقل و محرومیت از ابتداییترین حقوق صنفی و سیاسی. در چنین شرایطی، اول ماه مه ؛ روزی است برای دیده شدن، برای به صحنه آمدن و برای بیان مستقل خواستها و مطالبات کارگران.
البته جمهوری اسلامی همواره کوشیده است مراسم مستقل کارگری را محدود، کنترل یا سرکوب کند. اما در عین حال، این حکومت بهطور رسمی وجود این مناسبت را پذیرفته است و همین امر، میدان مانور آن را برای ممانعت کامل از برگزاری مراسم مستقل کارگری محدود میکند. به بیان دیگر، حکومت نمیتواند اصل مناسبت را انکار کند، هرچند میکوشد محتوای آن را تهی کند و آن را به مراسمی فرمایشی، بیخاصیت و دولتی تقلیل دهد. اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که برگزاری مراسمهای مستقل اول ماه مه در ایران امکانپذیر است. در مناطق مختلف کشور، کارگران، معلمان، بازنشستگان، فعالان زن و فعالان اجتماعی این روز را به اشکال گوناگون برگزار کردهاند: از تجمع و دیدارهای کوچک گرفته تا انتشار بیانیه، برگزاری نشست، برنامههای فرهنگی، حضور جمعی در فضاهای عمومی و شکلهای متنوع دیگر. همین تجربهها نشان میدهد که میتوان و باید از این امکان استفاده کرد.
امسال اهمیت اول ماه مه برای کارگران ایران از جهتی دیگر نیز بیشتر شده است. جنگ اخیر بهای بسیار سنگینی بر طبقه کارگر ایران تحمیل کرده است. بسیاری از زیرساختها و مراکزی که کارگران در آنها کار میکردند ویران شدهاند. شمار زیادی از کارگران جان خود را از دست دادهاند. اما فاجعه به اینجا ختم نمیشود. پیامدهای اقتصادی و اجتماعی جنگ، دامنهای بسیار وسیعتر دارد. بر اساس برآوردهای موجود، بیش از دو میلیون نفر در نتیجه همین جنگ به جمع بیکاران در ایران افزوده شدهاند. این یعنی میلیونها سفره کوچکتر، میلیونها خانواده ناامنتر، و آیندهای تیرهتر برای بخش عظیمی از نیروی کار.
در چنین شرایطی، گرد آمدن کارگران در اول ماه مه معنایی ویژه پیدا میکند. این گردهمایی، حتی اگر در اشکال محدود و محلی برگزار شود، نمایش همبستگی در دل شرایط سخت است. کارگران با جمع شدن کنار هم، به خود و به جامعه یادآوری میکنند که تنها نیستند، که رنجهایشان فردی و پراکنده نیست، و که پاسخ به این وضعیت نیز تنها میتواند جمعی و سازمانیافته باشد. در دورهای که جنگ، فقر، بیکاری و سرکوب میکوشند طبقه کارگر را پراکنده، خاموش و منزوی کنند، خودِ جمع شدن و کنار هم ایستادن یک گام مهم در بازسازی اعتماد، اراده و همبستگی طبقاتی است.
اول ماه مه همچنین روز تجدید پیمان برای نبردهای آتی است. کارگران در این روز برای آینده نیز آماده میشوند. آیندهای که در آن باید برای حق تشکل مستقل، حق اعتصاب، دستمزد متناسب با هزینه زندگی، امنیت شغلی، بیمه بیکاری، بازسازی مراکز تخریبشده، و دفاع از جان و معیشت کارگران مبارزه کرد. اول ماه مه روزی است که این مطالبات میتوانند با صدای بلندتر، جمعیتر و روشنتر طرح شوند.
از این رو، دفاع از برگزاری مستقل و گسترده اول ماه مه در ایران دفاع از نیاز فوری و زنده طبقه کارگر است. هر مراسم، هر تجمع، هر بیانیه و هر ابتکار در این روز میتواند گامی در جهت تقویت سازمانیابی، افزایش اعتماد به نیروی جمعی و آماده شدن برای مبارزات بزرگتر باشد. اول ماه مه روز جهانی کارگر است، زیرا کارگران جهان در آن به هم میرسند؛ و در ایران امروز، این روز بیش از هر زمان دیگری باید به روز اتحاد، همبستگی و عزم برای ادامه مبارزه تبدیل شود.

