مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، در گزارش تازه خود دوره بهمن ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ را بررسی کرده است. او این دوره را یکی از سختترین دورههای زندگی مردم ایران در سالهای اخیر میداند. به گفته او، مردم در این ماهها همزمان با دو بحران بزرگ روبهرو بودهاند.
بحران نخست سرکوب گسترده داخلی پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بوده است. بحران دوم جنگ میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر بوده است. ساتو معتقد است که این دو بحران از هم جدا نبودهاند. هر کدام آثار دیگری را شدیدتر کرده و بار سنگینی بر دوش مردم گذاشته است.
گزارشگر ویژه در آغاز یادآوری میکند که این گزارش تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد. قطع گسترده اینترنت و ارتباطات، گردآوری و انتقال اطلاعات را بسیار دشوار کرده است. بسیاری از شاهدان نیز از ترس پیامدهای امنیتی حاضر به همکاری با نهادهای حقوق بشری نشدهاند. بنابراین ابعاد واقعی رخدادها احتمالاً از آنچه در گزارش آمده گستردهتر است.
بر اساس گزارش، هزاران نفر در این دوره جان خود را از دست دادهاند. گروهی از آنان در حملات نظامی خارجی کشته شدهاند و گروهی دیگر قربانی اقدامات حکومت ایران بودهاند. طبق آمار رسمی که تا فروردین ۱۴۰۵ منتشر شده، بیش از سه هزار نفر در حملات نظامی جان باختهاند. دستکم ۱۵۷۴ نفر از این افراد غیرنظامی بودهاند و ۲۳۶ نفر از آنان را کودکان تشکیل میدادهاند. جنگ همچنین میلیونها نفر را در داخل کشور آواره کرده است.
ساتو بهطور ویژه به حمله به دبستان شجره طیبه در میناب اشاره میکند. او مینویسد که هیچ نشانهای از استفاده نظامی از این مدرسه دیده نشده است. گزارشگر ویژه یافتههای کمیته حقیقتیاب سازمان ملل را تأیید میکند. این کمیته حمله به این مدرسه و برخی اهداف غیرنظامی دیگر را مصداق احتمالی جنایت جنگی دانسته است. گزارش همچنین از حمله به مناطق جنوبی کشور، منابع آب، تأسیسات حیاتی و زیرساختهای معیشتی یاد میکند.
بخش مهمی از گزارش به اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ اختصاص یافته است. به گفته ساتو، گزارشهای فراوانی از استفاده گسترده و مرگبار نیروهای امنیتی علیه معترضان در دست است. شمار قربانیان این سرکوب به هزاران نفر میرسد، اما درباره آمار دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد.
گزارشگر ویژه نتیجهگیری کمیته حقیقتیاب سازمان ملل را در این زمینه نیز تأیید میکند. به باور این کمیته، بسیاری از نقضهای رخداده ممکن است مصداق جنایت علیه بشریت باشند. قتل، بازداشت، شکنجه و رفتارهای غیرانسانی از جمله این نقضها به شمار میروند. رنج خانوادههای قربانیان نیز با مرگ عزیزانشان پایان نیافته است. این خانوادهها همچنان از سوی نهادهای حکومتی با فشار و تهدید روبهرو هستند.
اعدامها یکی دیگر از محورهای اصلی گزارش را تشکیل میدهند. ساتو مینویسد که اجرای احکام اعدام حتی در دوران جنگ نیز متوقف نشد. دستکم ۲۵ نفر در ارتباط با اعتراضات اعدام شدهاند و چند مورد از این اعدامها در ملأعام انجام گرفته است. قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با دولتهای متخاصم نیز به ابزاری برای صدور برخی از این احکام تبدیل شده است.
با این حال، اعدامهای مرتبط با اعتراضات تنها بخش کوچکی از کل اعدامها هستند. بیشتر اعدامهای ثبتشده به جرایم مواد مخدر یا قصاص مربوط بودهاند. گزارش از اجرای حکم درباره افراد زیر ۱۸ سال ابراز نگرانی میکند. سهم نامتناسب کردها، بلوچها و برخی اتباع افغان در میان اعدامشدگان نیز توجه گزارشگر را جلب کرده است.
گزارش از موج گسترده بازداشتها نیز خبر میدهد. بین اسفند ۱۴۰۴ و اردیبهشت ۱۴۰۵ بیش از چهار هزار نفر بازداشت شدهاند. فعالان مدنی، روزنامهنگاران، وکلا، معلمان، هنرمندان، اقلیتهای ملی و مذهبی و حتی کودکان در میان بازداشتشدگان دیده میشوند. به گفته ساتو، حکومت به استفاده از آزادی بیان با اتهامهای امنیتی پاسخ داده و منتقدان را به همکاری با آمریکا یا اسرائیل متهم کرده است.
وضعیت دادرسی عادلانه نیز بهشدت وخیم شده است. متهمان در انتخاب وکیل محدودیت دارند و دادگاهها اغلب بهصورت غیرعلنی برگزار میشوند. احکام منتشر نمیشوند و اعترافات گرفتهشده زیر فشار در دادگاه به کار میروند. محاکمات گروهی نیز رواج یافته است. در پرونده میدان علیخانی اصفهان، دهها متهم در زمانی بسیار کوتاه محاکمه شدند و شماری از آنان به اعدام محکوم شدند.
گزارش وضعیت زندانها را بسیار نگرانکننده توصیف میکند. زندانها با ازدحام شدید روبهرو هستند و زندانیان از کمبود غذا رنج میبرند. آب آشامیدنی سالم در دسترس نیست و امکانات بهداشتی کافی وجود ندارد. بیماریها در زندانها شیوع یافتهاند و دارو نیز کمیاب است. در برخی موارد، نیروهای امنیتی به اعتراض زندانیان با خشونت و حتی تیراندازی پاسخ دادهاند.
فضای مدنی نیز در این دوره تنگتر شده است. ساتو از افزایش فشار بر مدافعان حقوق بشر، فعالان محیط زیست، روزنامهنگاران، نویسندگان، هنرمندان، معلمان و وکلا سخن میگوید. بسیاری از این افراد بازداشت یا ناپدید شدهاند و برخی دیگر محاکمه شده و احکام سنگین گرفتهاند. طبق گزارش، دستکم ۳۲ وکیل تنها به دلیل فعالیت حرفهای خود تحت پیگرد قرار گرفتهاند.
گزارش به وخامت وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم نیز میپردازد. هزینههای زندگی افزایش یافته و ارزش پول ملی سقوط کرده است. تحریمها، جنگ، قطع اینترنت و برخی سیاستهای داخلی فشار مضاعفی بر خانوارها وارد کردهاند. کارگران غیررسمی و اقشار کمدرآمد بیشترین آسیب را دیدهاند. هزینه سبد معیشت یک خانوار اکنون به حدود ۷۰ میلیون تومان در ماه رسیده است.
زنان در این شرایط آسیب بیشتری متحمل شدهاند. بسیاری از آنان فرصتهای شغلی آنلاین خود را با قطع اینترنت از دست دادهاند. خشونت خانگی افزایش یافته و سیاست حجاب اجباری همچنان ادامه دارد.
جنگ پیامدهای زیستمحیطی سنگینی نیز به همراه داشته است. حمله به تأسیسات نفتی، پتروشیمی، نیروگاهها و مراکز آبشیرینکن هوا، آب و خاک را بهطور گسترده آلوده کرده است. استانهای آسیبپذیری مانند خوزستان، بوشهر، سیستان و بلوچستان و هرمزگان بیش از دیگر مناطق از این آلودگیها آسیب دیدهاند.
مای ساتو در پایان گزارش از هر دو طرف درگیری خواستههایی مطرح میکند. او از جمهوری اسلامی ایران میخواهد که درباره مرگهای مشکوک، کشتارها، بازداشتها و دیگر نقضهای حقوق بشر تحقیقات مستقل و بیطرفانه انجام دهد. او همچنین از ایالات متحده و اسرائیل میخواهد که حملات نظامی را متوقف کنند. به گفته او، این دو کشور باید درباره حمله به اهداف غیرنظامی تحقیقات شفاف و مؤثری انجام دهند.
این گزارش در مجموع تصویری از یک بحران چندلایه ارائه میدهد. در این بحران، جنگ، سرکوب سیاسی، فروپاشی اقتصادی و تخریب محیط زیست همزمان رخ دادهاند. هر یک از این عوامل به تنهایی برای یک جامعه سنگین است، اما ترکیب آنها زندگی میلیونها ایرانی را بهشدت دشوار کرده است.

