در روزهای گذشته بار دیگر شعلههای آتش دامان زاگرس را گرفت. ارتفاعات روشنکوه در شهرستان بختگان استان فارس، منطقه کوهمره سرخی شیراز و کوه بدیل در شهرستان بهبهان، صحنه حریقهایی شدند که این بار نیز قربانی جانی گرفتند. «تقی چنگلوایی»، فعال محیطزیست و پدر دو دختر از اهالی روستای اسدآباد بهبهان، در تلاش برای مهار آتش جان باخت و روز هشتم تیرماه به خاک سپرده شد. مرگ او نشانهای است از الگویی تکرارشونده که سالهاست جان و مال مردم منطقه و سرمایههای طبیعی کشور را قربانی میکند.
آمار رسمی نیز این تکرار تلخ را تأیید میکند. به گفته مدیرکل مدیریت بحران استانداری کهگیلویه و بویراحمد، تنها از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون در همین یک استان ۱۷ فقره آتشسوزی در عرصههای طبیعی رخ داده که حدود ۱۲۸ هکتار از پوشش گیاهی را نابود کرده است. این رقم تنها بخش کوچکی از تصویر بزرگتری است که در سراسر رشتهکوه زاگرس در جریان است.
آنچه این پرسش را جدیتر میکند، تحلیل بومشناسانی است که معتقدند بسیاری از این حریقها نه پدیدهای طبیعی یا اتفاقی، بلکه اقدامی عمدی است؛ موضوعی که مراجع ذیربط از واکاوی جدی آن طفره میروند. در حالی که ضرورت دارد دولت و نهادهای قضایی و امنیتی برای شناسایی عمیق علل این آتشسوزیها و برخورد با آمران و عاملان آنها وارد عمل شوند، در عمل شاهد نوعی بیتفاوتی نهادینهشده هستیم.
اگرچه جمهوری اسلامی در طول ۴۷ سال گذشته بیشترین ضربه را به محیطزیست ایران وارد کرده، اما در کردستان این روند شکل و شدت متفاوتی دارد. در این منطقه، تخریب محیطزیست آگاهانه و با انگیزههای سیاسی و امنیتی دنبال میشود. غالب آتشسوزیهای مناطق مرزی کردستان ناشی از حضور نیروهای سپاه و ارتش و تیراندازیهای نامسئولانه آنان است.
این الگوی تخریب به آتشسوزی محدود نمیشود. سدسازیهای کارشناسینشده، ساختوسازهای بیضابطه با انگیزههای سودجویانه یا نظامی، دفع غیربهداشتی زبالههای شهری، مینگذاری در مناطق مرزی، توپ و خمپارهباران کوهستانها و مراتع، غارت منابع طبیعی، استخراج بیرویه معادن، خشکشدن تدریجی دریاچههای ارومیه و زریوار، نابودی تالابها، انتقال زبالههای سمی به حومه شهرها، آلودهسازی رودخانهها و احداث جادههای نظامی در قله کوهها و تپهها، تنها بخشی از فهرست بلندبالای اقداماتی است که در طول سالها به نابودی محیطزیست کردستان انجامیده است.
پیامد این سیاستها را میتوان در ارقام دید. بر اساس ارزیابی فعالان محیطزیست، طی ده سال گذشته حدود ۴ میلیون هکتار از مجموع ده میلیون هکتار جنگلهای زاگرس در نتیجه آتشسوزیها و عوامل دیگر از میان رفته است. در سطح کشور نیز سالانه حدود ۱۲۵ هزار هکتار از جنگلها نابود میشود؛ روندی که کارشناسان هشدار میدهند اگر ادامه یابد، ایران را تا ۵۰ سال آینده بدون جنگل خواهد کرد. در کردستان، این روند با سرعتی بیشتر از میانگین کشوری در جریان است.
فقدان سرمایهگذاری و اشتغال در کردستان نیز بهطور غیرمستقیم به تشدید تهدیدهای زیستمحیطی دامن زده است. در نبود فرصتهای اقتصادی پایدار، در مواردی مردم منطقه به شکار و فروش گونههای جانوری همچون سنجاب، روباه، گرگ، خرس، کبک و دیگر پرندگان و جانوران سوق داده شدهاند؛ روندی که به کاهش تنوع زیستی منطقه دامن میزند.
بحران آب نیز از دیگر ابعاد این فاجعه است. کردستان که یکی از پرآبترین مناطق ایران و خاورمیانه محسوب میشود، اکنون با کمبود آب بهعنوان امری روزمره و عادی روبهرو شده است؛ وضعیتی که ریشه در سیاستهای اشغالگرانه رژیم در مدیریت منابع طبیعی این منطقه دارد. فقدان فناوری مناسب برای بازیافت زباله و تصفیه کامل فاضلاب نیز به آلودگی هرچه بیشتر خاک و آب انجامیده و سلامت انسانها و سایر جانداران را در معرض خطر قرار داده است.
نکته تلخ دیگر آن است که حاکمیت نهتنها در برابر تخریب محیطزیست کردستان مسئولیتی نمیپذیرد، بلکه با فعالان محیطزیست همچون یک دشمن و تهدید برخورد میکند. بازداشت، شکنجه، زندان و حتی قتل فعالان محیطزیست، جنبش دفاع از طبیعت در کردستان را با خطرات فزایندهای مواجه کرده است. نابودی این طبیعت زیبا -که زیستگاه صدها گونه جانوری کمیاب است- در برابر چشمان دستگاههای عریضوطویل نظامی و اداری رژیم رخ میدهد، بیآنکه اقدام مؤثری برای توقف آن صورت گیرد. در این میان، این مردم عادی منطقهاند که با دست خالی و با به خطر انداختن جان خود، هر بخش از جنگل را که توانستهاند از میان شعلههای آتش نجات دادهاند؛ همانگونه که تقی چنگلوایی جان خود را در این راه از دست داد.
با درک عمق این فاجعه، فعالان مدنی کردستان در سالهای اخیر دست به کار شدهاند. شکلگیری دهها نهاد و تشکل دفاع از محیطزیست، مخالفت با شکار و دفاع از حقوق حیوانات، برگزاری کلاسهای آموزشی، درختکاری، مقابله با جنگلزدایی و حتی خاموش کردن آتش جنگلها با کمترین امکانات ممکن، به فعالیتی روتین و روزمره در کردستان بدل شده است. این تلاشها، هرچند در مقیاسی محدود، نشاندهنده اراده مردمی است که در غیاب مسئولیتپذیری حاکمیت، خود را موظف به دفاع از سرزمین و طبیعت خویش میدانند.
با نزدیکشدن به فصل گرم سال و افزایش خطر آتشسوزی در ارتفاعات زاگرس، تداوم سیاستهای کنونی حاکمیت -از بیتوجهی به تجهیز نیروهای اطفای حریق تا سرکوب فعالان محیطزیست- هشداری جدی است. تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی، همچنان تهدیدی بنیادین علیه محیطزیست و زندگی سالم برای مردم کردستان و همه مردم ایران باقی میماند.

