حزب کمونیست ایران

شیوع اعتیاد به مواد مخدر در میان دانش‌آموزان در ایران

شیوع مصرف مواد مخدر در میان دانش‌آموزان و نوجوانان، امروز به یکی از جدی‌ترین چالش‌های اجتماعی و بهداشتی جامعه ایران بدل شده است؛ بحرانی که نه‌تنها سلامت جسمی و روانی یک نسل را تهدید می‌کند، بلکه آینده فردی و اجتماعی میلیون‌ها نوجوان را نیز در معرض خطر قرار داده است. آنچه این پدیده را نگران‌کننده‌تر می‌سازد، گسترش آن به رده‌های سنی پایین‌تر و ورود آن به فضاهایی است که تا دیروز از این آسیب مصون تصور می‌شدند. مدارس ابتدایی، محلات  کارگری و حتی گهواره‌ی نوزادان از آنجمله اند.

بر اساس گزارش‌های میدانی مسئولان بهزیستی در برخی شهرستان‌های استان خراسان ، آنچه امروز زمینه‌ساز اصلی گرایش دانش‌آموزان به اعتیاد شده، ماده‌ای به نام «ناس» است؛ ماده‌ای که به دلیل خلأ قانونی، فروش آن جرم محسوب نمی‌شود و در نتیجه به‌راحتی در سوپرمارکت‌های اطراف مدارس در دسترس کودکان و نوجوانان قرار دارد. مسئولان محلی گزارش داده‌اند که مصرف این ماده حتی از دوره دوم ابتدایی آغاز شده و در دوره اول متوسطه به‌طور گسترده در میان دانش‌آموزان رواج یافته است. این وضعیت اگرچه در استان خراسان برجسته‌تر گزارش شده، اما به گفته مسئولان، منحصر به یک استان نیست و در بسیاری از نقاط کشور با شدت‌های متفاوت قابل مشاهده است.

فاجعه‌بارتر از مصرف ناس در مدارس، وضعیت کودکانی است که پیش از تولد نیز از اعتیاد در امان نمانده‌اند. مسئولان بهزیستی از مواردی خبر می‌دهند که نوزادان به دلیل اعتیاد مادر، خود با وابستگی به مواد مخدر متولد می‌شوند. در خانواده‌هایی که هر دو والد معتاد هستند، کودکان در سال‌های نخست زندگی که عمدتاً در محیط خانه سپری می‌شود، به دلیل قرارگیری مداوم در معرض دود مواد مخدر ، پدیده‌ای که به آن «دودخور شدن» گفته می‌شود، به‌تدریج علائم و رفتار یک فرد معتاد را از خود بروز می‌دهند. بر اساس این گزارش‌ها، عمده کودکانی که از خانواده‌های خود جدا شده‌اند، فرزندان زیر ده سالی بوده‌اند که در محیطی آلوده به مواد مخدر رشد کرده و خود نیز دچار اعتیاد شده بودند.

بررسی جامع این پدیده نشان می‌دهد که شیوع مصرف مواد مخدر در میان دانش‌آموزان حاصل تلاقی چند دسته عامل است. در سطح فردی، اعتماد به نفس پایین، کنجکاوی دوران نوجوانی و فشار همسالان از جمله زمینه‌های روانی گرایش نوجوانان به مصرف مواد به شمار می‌روند. در کنار این عوامل، خانواده نیز نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند؛ روابط ناسالم خانوادگی، سبک‌های نامناسب فرزندپروری و به‌ویژه فشارهای اقتصادی فزاینده بر خانواده‌های کارگری و کم‌درآمد، محیط را برای گرایش کودکان به اعتیاد مستعد می‌سازد. در سطحی گسترده‌تر، عوامل اجتماعی همچون دسترسی آسان به مواد مخدر، نبود بازدارندگی قانونی برای موادی مانند ناس، و نگرش نسبتاً بی‌تفاوت بخش‌هایی از جامعه نسبت به خطرات آن، زمینه گسترش این پدیده را فراهم کرده‌اند. سرانجام، مدرسه نیز از این معادله جدا نیست؛ افت تحصیلی، بی‌توجهی به احساس تعلق دانش‌آموز به مدرسه و نبود برنامه‌های پیشگیرانه منسجم در نظام آموزشی، باعث شده مدرسه به‌جای ایفای نقش سپر دفاعی، گاه خود به بستری بی‌دفاع در برابر این آسیب بدل شود.

اما مسئولیت اصلی مقابله با این بحران بر عهده نهادهای حاکمیتی است. تا زمانی که موادی مانند ناس در چارچوب قانون به‌عنوان ماده مخدر شناسایی و فروش آن جرم‌انگاری نشود، هیچ اقدام پیشگیرانه‌ای در سطح محلی کارساز نخواهد بود. فراتر از این خلأ قانونی، ریشه بحران اعتیاد در ایران را باید در سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی حکومت جست‌وجو کرد: فقر گسترده، بیکاری، فروپاشی معیشت خانواده‌های کارگری، و نبود سرمایه‌گذاری در آموزش و بهداشت عمومی، بستر اصلی رشد اعتیاد در میان کودکان و نوجوانان است. دولت به‌جای تخصیص منابع برای درمان و بازتوانی خانواده‌های آسیب‌دیده، عمدتاً با رویکردی امنیتی و مقطعی با این معضل برخورد کرده و از سیاست‌گذاری بلندمدت برای ریشه‌کنی فقر و نابرابری ، که زمینه‌ساز اصلی اعتیاد است، خود داری کرده  است.

مدرسه به‌عنوان دومین محیط اصلی زندگی کودک، نقشی تعیین‌کننده در تشخیص زودهنگام و پیشگیری دارد. معلمان و مربیان می‌بایست از طریق آموزش مهارت‌های زندگی، ایجاد فضای اعتماد میان دانش‌آموز و مدرسه، و شناسایی به‌موقع نشانه‌های آسیب در دانش‌آموزان در معرض خطر، نقش خود را ایفا کنند. اما این مسئولیت تنها زمانی معنا می‌یابد که نظام آموزشی از حمایت لازم برخوردار باشد: کمبود مشاوران تحصیلی، فشردگی برنامه درسی، و نبود آموزش تخصصی معلمان در شناسایی نشانه‌های اعتیاد، توان مدرسه را برای ایفای این نقش محدود کرده است.

خانواده نخستین و مهم‌ترین سپر دفاعی کودک در برابر اعتیاد است، اما در شرایطی که فشارهای اقتصادی، بیکاری و ناامنی معیشتی خانواده‌های کارگری را از پا درآورده، بسیاری از والدین دیگر توان و فرصت لازم برای نظارت و مراقبت از فرزندان خود را ندارند. در مواردی که خود والدین نیز درگیر اعتیاد هستند، این حلقه حمایتی به‌کلی فرومی‌پاشد و کودک بدون هیچ سپر دفاعی در معرض آسیب قرار می‌گیرد. تقویت روابط خانوادگی، افزایش آگاهی والدین از خطرات موادی مانند ناس، و در دسترس بودن خدمات مشاوره رایگان برای خانواده‌های کم‌درآمد، از جمله نیازهای فوری در این حوزه است.